جستجو برای:
  • خانه
  • آموزشگاه
    • مدرسه سیاستگذاری تربیت رسانه‌ای
    • فصل اول دوره تابستانی فراتر از کلاس
    • فصل دوم دوره فراتر از کلاس
  • اسناد
  • اخبار
  • اعضا
  • همکاری با ما
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • ورود | عضویت
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

برای آگاهی از قوانین سایت و چگونگی حفاظت از اطلاعات شما، سیاست حفظ حریم خصوصی را مطالعه کنید.

  • 09905444316
  • www.icett.ir@gmail.com
لوگوی اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
  • خانه
  • آموزشگاه
    • مدرسه سیاستگذاری تربیت رسانه‌ای
    • فصل اول دوره تابستانی فراتر از کلاس
    • فصل دوم دوره فراتر از کلاس
  • اسناد
  • اخبار
  • اعضا
  • همکاری با ما
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • ورود | عضویت
  • خانه
  • آموزشگاه
    • مدرسه سیاستگذاری تربیت رسانه‌ای
    • فصل اول دوره تابستانی فراتر از کلاس
    • فصل دوم دوره فراتر از کلاس
  • اسناد
  • اخبار
  • اعضا
  • همکاری با ما
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • ورود | عضویت
0

وبلاگ

اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی > مجله خالی > اسناد پژوهشی > ایستادگی در برابر ورود AI به مدارس؛ زمان یک نافرمانی همگانی فرارسیده است.

ایستادگی در برابر ورود AI به مدارس؛ زمان یک نافرمانی همگانی فرارسیده است.

11 اکتبر 2025
ارسال شده توسط محمدحسین خاکباز یگانه
اسناد پژوهشی، مقاله
ورود AI به مدارس

🧠مقاله | ایستادگی در برابر ورود AI به مدارس؛ زمان یک نافرمانی همگانی فرارسیده است.

🎉 جدیدترین مقاله هرمه منتشر شد 💯

🖋️ ترجمه: محمدحسین خاکبازیگانه
عضو هیئت اندیشه‌ورزان اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی

✾•┈┈┈┈┈••✦❀✦••┈┈┈┈┈•✾

🔹هوش مصنوعی مــــولد با وعده‌ی نجات آموزش، بی‌صدا و شتاب‌زده وارد کلاس‌های درس شده است؛ اما آیــا واقعاً آمده تا باری از دوش معلـــــمان بردارد یا قرار اســـــت فکر کردن را از کودکانمان بگیرد؟

⬅️ این مقاله با زبانی صــــریح و جسورانه پرده از واقعیت‌های پنهان این فناوری برمی‌دارد و نشان مــی‌دهد چرا امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید بپرسیم: آمـــوزش برای انســــان است یا ماشین؟ مطالعه این یادداشت را از دست ندهید.

📘 در ادامه می‌توانید متن کامل مقاله را مطالعه نمایید :

⛔ایستادگی در برابر ورود AI به مدارس؛ زمان یک نافرمانی همگانی فرارسیده است.

به نقل از امیلی چرکین – چند ماه پیش، به طور اتفاقی شنیدم که دخترم، که در پایه هفتم تحصیل می‌کند، در تماس تصویری با دوستانش اصرار می‌کرد که برای نوشتن مقاله‌های تاریخ‌شان از چت‌جی‌پی‌تی استفاده نکنند.

وقتی از مسئولان مدرسه پرسیدم چطور استفاده از هوش مصنوعی مولد را ـ که به اعتقاد همگان یک فناوری پر چالش و پرخطر است ـ این‌قدر راحت و بی‌دغدغه بر روی دستگاه‌های مدرسه‌ای در دسترس دانش‌آموزان قرار داده‌اند، پاسخ دادند که دانش‌آموزان باید به این «فناوری تحول‌آفرین» دسترسی داشته باشند و الا عقب مانده و بدوی بار می آیند.

نگاه جالب و خطرناکی بود به حدی که من را از پرسیدن ادامه سوالاتم منصرف کرد و هنوز پرسش‌های بعدی من بی‌پاسخ رها مانده اند.

چند هفته بعد، یکی از معلم‌های دخترم برایم تعریف کرد که از تعداد بالای دانش‌آموزان کلاس‌هایش ـ سی و شش نفر در هر کلاس ـ درمانده شده و حسابی از برنامه تصحیح تکالیف و امتحانات بچه ها عقب افتاده است.

وقتی از مسئولان مدرسه و ناحیه آموزشی – در جهت کاهش تعداد دانش آموزان کلاس – کمک خواسته بود، به او توصیه کرده بودند که از هوش مصنوعی برای ارزیابی نوشته‌های دانش‌آموزان استفاده کند و کمتر درخواست های نابجا داشته باشد.

وقتی درباره این پیشنهاد از مسئولان ناحیه پرسیدم، گفتند که آن‌ها «از صدور چنین راهنمایی‌ای بی‌اطلاع‌اند و خبر ندارند که چه کسی چنین حرف هایی زده است!»

فارغ از تمام این حرف ها، این وضعیت خنده‌دار و در عین حال خطرناک است. تقریبا در تمام نظام های آموزشی دنیا یک شوق وصف ناپذیر و بیمارگونه به فناوری شایع شده است که مشخصا از درون نهاد ها وسیستم های حاکمیتی فرمان می پذیرد.

دلایل زیادی برای نگرانی درباره ایمنی ابزارهای هوش مصنوعی مولد در راستای استفاده کودکان وجود دارد، اما مسئله فراتر از این است:

باید از خود بپرسیم چه زمانی اجازه دادیم دانشمندان رایانه‌ای که برای شرکت‌های قدرتمند و ثروتمند فناوری کار می‌کنند، در شیوه تدریس معلمان و یادگیری کودکان دخالت کنند؟ آنها چه فهمی از مسائل پداگوژیک و روانشناسی رشد و شناخت کودکان دارند که اینقدر به صراحت تجویز های فناورانه برای کودکان ارائه می دهند.

چه زمانی از مسئولیت تربیت کودکان‌مان شانه خالی کردیم که آنها متکفل این موضوع شدند؟

چه زمانی پذیرفتیم که با کودکان مثل قطعه‌های یک خط تولید و با معلمان مثل ماشین‌های خودکار رفتار شود؟چه زمانی باور کردیم که این بار، وعده‌های رنگارنگ فروشندگان معجون‌های معجزه‌آسا و درمانگران واقعی سیستم آموزشی ماخواهند بود ؟اصلا چرا باور کردیم؟ شاید به خاطر نگاه دم بریده ای است که از فناوری های آموزشی در ذهن داریم…هیچگاه با یک نگاه تبارشناسانه و تاریخی این فناوری ها و اثربخشی آنها در کلاس درس را تحلیل نکردیم و همیشه در یک هیاهو و شوق مقطعی و آسیب زننده، آموزش و پرورش را قربانی خودخواهی های شرکتی کردیم.

زمان آن رسیده است که در برابر استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد در مدارس، به‌ویژه برای کودکان مقاطع ابتدایی، قاطعانه ایستادگی کنیم.

این روزها بارها به جمله‌ای از جف گلدبلوم۱در فیلم پارک ژوراسیک  اشاره کرده‌ام :

«دانشمندان شما آن‌قدر سرگرم این بودند که ببینند آیا می‌توانند یا نه، که هرگز به این فکر نکردند که«آیا باید بتوانند یا نه.»…شاید اصلا نباید بتوانند کارهایی بکنند!

اکنون در سال ۲۰۲۵، با هیولاهایی از جنسی تازه روبه‌رو هستیم، از جنس صفر  و یک: ابزارهای هوش مصنوعی مولد که با شتاب و بدون بررسی‌های لازم وارد مدارس ابتدایی و متوسطه شده‌اند، بی‌آنکه شواهد محکمی درباره ایمنی یا اثربخشی آن‌ها وجود داشته باشد، یا حتی معلوم باشد که دقیقا قرار است چه مشکلی را حل کنند.

نه تنها ما، بلکه دقیقا هیچ کس در دنیا نمی داند هوش مصنوعی قصد دارد چه مشکلی را از سیستم آموزشی حل کند! توجه کنید، مشکل، نه چیزی که به اشتباه مشکل معرفی شده است! خیلی ها می گویند هوش مصنوعی قصد دارد طرح درس نویسی و تصحیح اوراق را از معلمان گرفته و وظایفشان را سبک کند! خب چرا دقیقا این دو را مشکل می دانیم که اکنون با ورود هوش مصنوعی به دنبال حل و فصل کردنشان هستیم؟

حتی مطمئن باشید اگر معلمان درخواست کردند که از فشار تعداد بالای دانش‌آموزان کاسته شود، بعید است که به دنبال راهکارهای فناورانه و دیجیتالی بوده باشند.

نخست باید یک نکته مهم را روشن کنیم:

وقتی این روزها درباره «هوش مصنوعی» حرف می‌زنیم، در واقع منظورمان «هوش مصنوعی مولد» است، و همین خودش واژه‌ای پیچیده و گیج‌کننده است.

هوش مصنوعی مولد شامل ابزارهایی مانند چت‌جی‌پی‌تی محصول اوپن‌ای‌آی و مایکروسافت، جِمِنای محصول گوگل، دیپ سیک کاری از شرکت های فلایر و کلود محصول آنتروپیک می‌شود…البته اینها تعدادی از چت بات های معروف و مشهور هستند.

بسیار خوب…حالا هوش مصنوعی مولد چیست و چه کاری انجام می‌دهد؟

هوش مصنوعی مولد مثل قابلیت «تکمیل خودکار» است که در صفحه کیبورد گوشی هایمان وجود دارد، اما در ابعادی بسیار بزرگ‌تر و قدرتمندتر.

 این فناوری بر پایه پیش‌بینی عمل می‌کند: یعنی با استفاده از مجموعه‌ای پیچیده از معادلات ریاضی، محتمل‌ترین واژه بعدی در یک جمله را پیش‌بینی می‌کند. این معادلات بر اساس فرکانس استفاده از واژه‌ها در داده‌های آموزشی این ابزار تنظیم می‌شوند. می‌توانید آن را ابزاری تصور کنید که با کمک احتمال و ریاضیات، زبان را پیش‌بینی می‌کند.

هوش مصنوعی مولد متن‌ها را بر اساس چیزی که بر روی آن آموزش دیده یا اصطلاحا Train شده است، تولید می‌کند؛ این داده‌ها در قالب مدل‌های زبانی بزرگ یا ال‌ال‌ام‌ها۲شناخته می‌شوند. و بله، این داده‌ها شامل آثار دارای حق نشر، دارایی‌های فکری و احتمالاً حتی پست‌های لینکدین، فیسبوک و … خود شما هم می‌شود.۳

وقتی هوش مصنوعی مولد پاسخی خیالی تولید می‌کند که در داده‌های آموزشی خود پیدا نمی‌کند، به آن «توهم»۴ می‌گویند.می توانیم این پدیده را افسانه سازی ۵بنامیم؛ یعنی زمانی که هوش مصنوعی مولد پاسخی ارائه می‌دهد که بر پایه یک درک نادرست، خاطره نادرست و در یک کلام یک سوء تفاهم محض ساخته شده است.

وقتی ما یک  پرامپت یا دستور وارد می‌کنیم، هوش مصنوعی داده‌های آموزشی را جست‌وجو نمی‌کند. بلکه مدل زبانی بزرگ از وزن‌های آماری که پیش‌تر در فرایند آموزش به واژه‌ها یا دقیق‌تر، به اجزای واژه‌ها که «توکن» (Token) نامیده می‌شوند ـ اختصاص داده شده‌اند، استفاده می‌کند و بر اساس آن‌ها پیش‌بینی می‌کند که کدام واژه‌ها باید تولید شوند. در واقع هیچ جست‌وجویی در کار نیست، فقط پیش‌بینی انجام می‌شود.

اغلب، پیش‌بینی‌ها و قضاوت های این ابزار نادرست هستند، اما انقدر قطعی و دقیق توهمات خود را به ما انتقال می دهند که کاملا باورمان می شود؛ مسئله‌ای که به‌ویژه برای کودکان کم‌سن که توانایی قضاوت و ارزیابی محتوا در آنها عملا وجود ندارد، بسیار خطرناک است.

باید به این مسئله واقف باشیم که کار هوش مصنوعی مولد از زمین تا آسمان با فرایند تفکر انسانی متفاوت است.

وقتی ما انسان‌ها فکر می‌کنیم، در داده‌های قبلی جست‌وجو نمی‌کنیم که ببینیم بعدش چه باید فکر کنیم. ما از زمینه، تجربه‌های پیشین، احساسات و اندیشه‌های انتزاعی استفاده می‌کنیم تا به ایده‌ها و فکرهای تازه برسیم.در نتیجه، هوش مصنوعی مولد در واقع «فکر نمی‌کند»…هوش مصنوعی صرفا یک تنظیم کننده حروف و جمله ساز حرفه ای است.

در حقیقت، این ابزار یک وسیله خودکارسازی شناختی است که می‌تواند برای انجام خودکار برخی وظایف به کار گرفته شود، اما هرگز نمی‌تواند مثل یک انسان اندیشمند عمل کند.

هوش مصنوعی مولد ابزاری است ـ درست مثل یک خودرو که پیش از رانندگی باید روش کارش را بفهمیم. اما در مدارس، چنین اتفاقی نمی‌افتد. به کودکان دسترسی به چت‌جی‌پی‌تی داده می‌شود و تنها به آن‌ها گفته می‌شود: «عاقلانه از آن استفاده کنید»…همینطور به معلمان، مدیران و سایر کنشگران میدانی آموزش!

اما واقعا چرا باید نگران استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد در مدارس باشیم؟

دلایل فراوانی برای نگرانی درباره استفاده از هوش مصنوعی مولد در آموزش وجود دارد.

هدف آموزش، درگیر کردن دانش‌آموزان در فرایند شناختی است. اما هوش مصنوعی مولد این فرایند را کنار می‌زند و به جای دانش‌آموز «فکر کردن» را انجام می‌دهد.

یک نوع برون سپاری شناختی توسط دانش آموز صورت می گیرد که در بلند مدت منجر به تنبلی و فروخفتگی شناختی می شود.

این مثل این است که به باشگاه بروید و به جای خودتان، با یک لیفتراک وزنه‌ها را جابه‌جا کنید.

چت‌جی‌پی‌تی در این مثال، «لیفتراک شناختی» است.

مغز انسان تا دهه سوم زندگی هنوز به کامل‌ترین رشد و سطح خود نرسیده است.

بنابراین، وسوسه استفاده از چت‌جی‌پی‌تی برای انجام تکالیف برای دانش‌آموزان بسیار جدی و محتمل است، و این در حالی است که مهارت‌های اجرایی مغز آن‌ها هنوز آن‌قدر قوی نیست که بتوانند در برابر این وسوسه مقاومت کنند.دانش‌آموزان ممکن است از این ابزار برای انجام تکالیف، نوشتن مقاله‌ها و حتی تقلب در امتحان‌ها استفاده کنند. اینکه فقط به آن‌ها بگوییم «مسئولانه استفاده کنید» کاری غیرمسئولانه و نشانه عدم درک رشد مغزی کودکان است.

استفاده از این ابزارها در مدارس، سراشیبی بسیار لغزنده‌ای است.

همین حالا هم استفاده از هوش مصنوعی مولد که در ابزارهای فناورانه آموزشی تعبیه شده به اندازه کافی مسئله‌ساز است.

وقتی این ابزارها به‌عنوان «معلم خصوصی»، «همدم» یا بدتر از آن «درمانگر و مشاور» به دانش‌آموزان معرفی می‌شوند، وضعیت فاجعه بار تر هم می شود و هر بزرگسالی که نگران سلامت کودکان باشد باید خطرات این وضعیت را به‌روشنی ببیند. بزرگسالان هم به‌راحتی فریب «همدم‌ها و دوستان هوش مصنوعی» را می‌خورند،کودکان که جای خود دارند.

وقتی حتی بهترین دانشمندان رایانه جهان هم نتوانسته‌اند مشکل «توهم‌های» چت‌جی‌پی‌تی یا کلود را حل کنند،چطور می‌توانیم انتظار داشته باشیم ابزارهای ضعیف‌ترِ طراحی‌شده برای معلمان دچار همین مشکل نباشند؟

مثل همیشه، مدارس باز هم مصرف‌کننده محصولات درجه دو و شکست‌خورده فناوری هستند و این اصلا نمونه ای جدید در تاریخ ورود فناوری به کلاس های درس محسوب نمی شود.

آموزش و پرورش و مدارس همیشه میدان و آوردگاه آزمایش محصولات فناورانه هستند، در حالی که اتفاقا باید بالعکس باشد…آموزش و پرورش باید آخرین نهادی باشد که فناوری آزموده شده و فاقد ریسک های انسانی به آن وارد می شود.

ما نمی‌توانیم و نباید هر مشکلی را با فناوری حل کنیم. هوش مصنوعی مثل چکشی است که دنبال میخ می‌گردد.مشخص کنیم که دقیقاً قرار است چه مشکلی را حل کند؟ آیا این همان چیزی است که معلمان درخواست کرده‌اند؟

پیش‌تر، طرح‌هایی مانند «دستگاه شخصی خودت را بیاور۶»  و «کلاس‌های معکوس»۷ نیز به‌عنوان راهکار فناورانه برای کمک به معلمان معرفی شدند و واقعا شکست سختی خوردند.

چرا باید انتظار داشته باشیم که این بار ابزارهای هوش مصنوعی مولد نتیجه متفاوتی به بار بیاورند، آن هم وقتی که همان شرکت‌ها پشت این ابزارها هستند؟

اگر هر روز بیش‌تر به این نتیجه می‌رسیم که ابزارهای شخصی دانش‌آموزان مثل گوشی‌های هوشمند و ساعت‌های هوشمند فرایند یادگیری را مختل می‌کنند، پس باید بپذیریم که ابزارهای فناورانه آموزشی مثل هوش مصنوعی مولد و سامانه های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی هم همین مشکل را دارند.

یادگیری شخصی‌سازی‌شده تاکنون بیش از آن‌که مفید باشد، آسیب‌زا بوده  و منجر به فردی سازی آموزش و تفکیک دانش آموزان از جمع های یادگیری حرفه ای شده است.

مدارس ممکن است ادعا کنند که هوش مصنوعی مولد باعث یادگیری شخصی‌تر می‌شود، اما این مزیت نیست. یادگیری در یک محیط جمعی، با حضور دیگران و در بستر رابطه با معلمان اتفاق می‌افتد. هوش مصنوعی مولد و شخصی‌سازی آموزش، دانش‌آموزان را در جزیره‌های فکری منزوی و جداگانه قرار می‌دهد و آن‌ها را از چالش‌های شناختی و کشمکش‌های اجتماعی که برای رشد فکری و بلوغ اجتماعی لازم است، محروم می‌کند.

شیوه‌ای که اکنون هوش مصنوعی مولد در مدارس به کار گرفته می‌شود، چه برای معلمان و چه برای دانش آموزان، نه سنجیده است و نه هدفمند.

 اگر واقعاً می‌خواهیم به فرصت‌های این فناوری فکر کنیم، باید معلمانی داشته باشیم که هم این ابزار را به درستی بشناسند و هم برای پرورش تفکر انتقادی در دانش‌آموزان خود تلاش کنند.

اما هوش مصنوعی مولد ابزاری ناقص برای آموزش و در عین حال، استفاده از آن برای کودکان بسیار خطرناک است…ما حتی در تلاش هستیم با ادغام افراطی هوش مصنوعی در عملکرد های مختلف معلمان، خود معلمان را هم خلع سلاح شناختی کنیم، در این صورت چگونه می توانیم از معلمانی که خودشان فاقد درک عمیق شناختی، تفکر سطح بالا، خلاقیت، نوآوری، تفکر انتقادی و انعطاف پذیری هستند، بخواهیم که این مهارت های حیاتی را به دانش آموزان آموزش دهند؟؟

در نهایت، هدف آموزش این است که دانش‌آموزان را درگیر فرایند تفکر کند؛ اما هوش مصنوعی مولد این فرایند را کنار می‌زند. این معلمان هستند که شناخت واقعی از دانش‌آموزان خود دارند. یادگیری یک فرایند جمعی، همراه با تلاش و کشمکش است، نه چیزی که بتوان آن را استاندارد کرد یا به‌راحتی سنجید.

اصلا چرا اصرار داریم که حتما با ورود فناوری وهوش مصنوعی، یادگیری را مملو از سرگرمی و بازی کنیم؟ شاید کمی چالش و دشواری برای رسیدن به سطح غرقگی در یادگیری لازم باشد.

در چنین شرایطی، نافرمانی جمعی در برابر استفاده از هوش مصنوعی مولد، سریع‌ترین راه برای ایجاد تغییر است؛ آن‌هم در دنیایی که فناوری با سرعت تغییر می‌کند و قوانین و سیاست‌ها همیشه از آن عقب می‌مانند.

کافی است نگاهی بیندازیم به این‌که نخبگان فناوری فرزندانشان را به چه مدارسی می‌فرستند؛ مدارس به غایت دور از ‌فناوری، مبتنی بر طبیعت و تجربه‌های واقعی.

 یا به کشورهایی مثل سوئد و فنلاند نگاه کنیم که دارند از استفاده گسترده از فناوری‌های آموزشی عقب‌نشینی می‌کنند. اگر مدارس همین حالا برای فاصله گرفتن از دستگاه‌های متصل به اینترنت و ابزارهای مجهز به هوش مصنوعی مولد اقدام نکنند، در مسیر نادرستی حرکت می‌کنند.

با این حال، در کنار نافرمانی جمعی، گفت‌وگو و همکاری با مدیران مدارس که حاضر به شنیدن و تغییر هستند، می‌تواند نقطه شروع خوبی باشد. اگر مدیران مدرسه شما گوش شنوایی دارند، این پرسش‌ها می‌تواند آغازگر یک گفت‌وگوی مهم باشد:

مدرسه ما دقیقاً می‌خواهد با استفاده از هوش مصنوعی مولد چه مشکلی را حل کند؟ چرا این‌قدر برای اجرای سریع این فناوری عجله داریم؟ اگر آهسته‌تر پیش برویم چه آسیبی خواهیم دید؟ تصمیم به ارائه چنین ابزارهای قدرتمند و بالقوه خطرناک به کودکان بر چه شواهد علمی و پژوهشی استوار است؟ استفاده از این فناوری چطور با مأموریت و اهداف آموزشی ما همخوانی دارد؟ چه سازوکارهایی برای شناسایی خطاها و اطلاعات نادرست این ابزار پیش‌بینی شده است؟ چگونه قرار است این خطاها بدون افزایش فشار بر معلمان اصلاح شود؟ از معلمان چه انتظاری می‌رود؟ آیا باید از این ابزار برای ارزیابی نوشته‌ها و تکالیف دانش‌آموزان استفاده کنند؟ در همین حال، مشاهده برخی نشانه‌ها به من امید می‌دهد.

 این روزها به نظر می‌رسد ناگهان تعداد زیادی از دانشمندان رایانه‌ای، خود را متخصص آموزش و یادگیری می‌دانند و می‌خواهند همه ما را قانع کنند که هوش مصنوعی مولد را وارد کلاس‌های درس کنیم. این وضعیت برای من شبیه این است که یک نفر ابزاری جراحی طراحی کند و بعد بگوید چون این ابزار را طراحی کرده، حالا باید اجازه بدهیم خودش عمل را انجام دهد!

این تصور که کسی، هرچند در رشته خود نابغه باشد، می‌تواند وارد حوزه تخصصی تدریس، پداگوژی و علوم تربیتی شود و به معلمان بگوید که چگونه باید بهتر تدریس کنند، توهینی به حرفه آموزش است.

من معلم هستم و کارشناس دانش‌آموزان خودم.

هر سال، روش تدریسم را متناسب با نیازها و ویژگی‌های دانش‌آموزانم تغییر می‌دهم. جالب اینجاست که بسیاری از این دانشمندان رایانه‌ای که امروز هوش مصنوعی می‌سازند، خودشان در مدارسی درس خوانده‌اند که پر از کتاب‌های کاغذی، دفتر و مداد بوده است. آن‌ها معلمانی داشته‌اند که به آن‌ها کمک کرده‌اند چگونه فکر کنند و چگونه این اندیشه‌ها را در زندگی واقعی به کار بگیرند تا روزی خودشان به مخترعان بزرگی تبدیل شوند.

اما کودکان امروز چطور؟ دانشجویان امروز که با چت‌جی‌پی‌تی مقاله می‌نویسند، تنها شروع یک موج جدید هستند؛ موج کودکانی که هرچه زودتر با فناوری‌های دیجیتال روبه‌رو می‌شوند و هرچه بیشتر درگیر این ابزارها می‌شوند. «بچه‌های آی‌پَدی» که امروز در پیش‌دبستانی‌ها و دبستان‌ها هستند، ده سال دیگر وارد دانشگاه خواهند شد. اگر روند کاهش سواد و کاهش توانایی تفکر انتقادی ادامه پیدا کند، آیا می‌توان انتظار داشت این نسل، مثل دانشمندان امروز، نوآور و مخترع شود؟ اصلا می توانند فکر کنند؟

با همه این نگرانی‌ها، من هنوز امیدوارم.

سه چیز به من امید می‌دهد:

نخست، این‌که خود بچه‌ها دارند به این وضعیت اعتراض می‌کنند. وقتی بچه‌ها مداد یا گیره کاغذ را در پورت‌های کروم‌بوک فرو می‌کنند، هرچند این کار خطرناک است و نباید انجام دهند، اما به نظرم نشانه‌ای است از این‌که آن‌ها هم از این وضعیت خسته شده‌اند و خواهان تغییرند.

دوم، واکنش دانشجویان خودم که از شنیدن واقعیت‌های آموزش امروز شوکه می‌شوند. آن‌ها باورشان نمی‌شود که بچه‌های پیش‌دبستانی آی‌پد دارند یا دانش‌آموزان راهنمایی به چت‌جی‌پی‌تی دسترسی دارند. این واکنش‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها برای آینده فرزندان خود آرزوهای دیگری دارند.

و سوم، این‌که ما نمی‌دانیم آینده چه خواهد شد. شاید همه این تلاش‌های هوش مصنوعی مولد شکست بخورد و کنار گذاشته شود. اما حتی اگر چنین شود، دانش‌آموزان امروز نباید قربانی این مسیر اشتباه شوند. ما می‌توانیم مقاومت کنیم. می‌توانیم بگوییم «نه»، و اجازه ندهیم فرزندانمان در مدرسه از این ابزارها استفاده کنند. اگر والدین به قدر کافی این «نه» را بگویند، مدارس ناچار خواهند شد دوباره مسیر خود را بررسی کنند.

پانوشت ها

۱ Jeff Goldblum

۲ Large Language Models – LLMs

۳ Your Personal Information Is Probably Being Used to Train Generative AI Models ۲۰۲۳ -www.scientificamerican.com

۴ Hallucination

۵ Confabulations

۶ طرح «دستگاه شخصی خودت را بیاور» (Bring Your Own Device – BYOD) یعنی دانش‌آموزان به جای استفاده از تجهیزات مدرسه، با تبلت، گوشی یا لپ‌تاپ شخصی خودشان به مدرسه بیایند و در فعالیت‌های آموزشی از آن استفاده کنند. هدف این طرح کاهش هزینه‌های مدارس و افزایش دسترسی دانش‌آموزان به فناوری بود، اما در عمل باعث افزایش حواس‌پرتی، نابرابری و چالش‌های مدیریت کلاس شد.

۷ کلاس درس معکوس یا Flipped Classroom  مدلی است که در آن دانش‌آموزان قبل از آمدن به کلاس، درس را در خانه یاد می‌گیرند (مثلاً با دیدن ویدیو یا مطالعه محتوا)، و زمان کلاس به تمرین، گفتگو و حل مسئله اختصاص داده می‌شود. این مدل می‌خواهد زمان کلاس را از «تدریس مستقیم» به «یادگیری فعال» تغییر دهد، اما در عمل، چون همه دانش‌آموزان در خانه یادگیری را جدی نمی‌گیرند یا دسترسی یکسان به منابع ندارند، معمولاً نتیجه مطلوبی نمی‌دهد و فاصله یادگیری را بیشتر می‌کند.

•┈┈••✾❀✾••┈┈•

🔹 سایت هرمه
🔹 پیام‌رسان بله هرمه

قبلی پرونده اسرائیل – قسمت نوزدهم (نابرابری در تربیت اوان کودکی)
بعدی پرونده اسرائیل – قسمت بیستم (دانش‌آموزان با نیازهای ویژه)

پست های مرتبط

هوش مصنوعی

7 نوامبر 2025

دانشجویان من هم از هوش مصنوعی استفاده میکنند! خب که چه؟

محمدحسین خاکباز یگانه
ادامه مطلب
تربیت معلم (۲)

25 اکتبر 2025

پرونده اسرائیل – قسمت بیست و سوم (تربیت معلم (۲))

شهرام رامشت
ادامه مطلب
عصر هوش مصنوعی

22 اکتبر 2025

آیا در عصر هوش مصنوعی، آموزش صرفاً یک توهم است؟

محمدحسین خاکباز یگانه
ادامه مطلب
تربیت معلم (۱)

21 اکتبر 2025

پرونده اسرائیل – قسمت بیست و دوم (تربیت معلم (۱))

شهرام رامشت
ادامه مطلب
هوش مصنوعی

18 اکتبر 2025

نپرسید «هوش مصنوعی چه کمکی به ما می‌کند»؛ بپرسید «دارد با ما چه کار می‌کند!»

محمدحسین خاکباز یگانه
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • آثار پژوهشی
  • اسناد پژوهشی
  • بازدید
  • برش کتاب
  • بسته محتوایی
  • پرونده اسرائیل
  • پرونده نقشه راه
  • تجربه‌نگاری
  • تحلیل جنگ
  • چندرسانه‌ای
  • حلقه پژوهشی
  • حلقه مطالعاتی-آموزشی
  • خبر
  • دوره
  • رونمایی
  • رویداد
  • سند تبیین
  • سند تحلیل
  • سند دیدگاه
  • سند روایت
  • سند مکمل
  • طرح مطالعاتی
  • فراخوان
  • گردهمایی
  • گزارش
  • گزارش تحلیلی
  • گزارش خبری
  • گزیده‌نوشت
  • مسابقه
  • مقاله
  • مناسبت
  • نشست
  • هم اندیشی
  • همایش
  • وبینار
  • ویدئو
  • ویژه‌نامه
  • یادداشت
لوگوی اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی

اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی، نهادی حساس و فعال در مواجهه با تحولات تربیتی در سطح ملی، جهان اسلام و عرصه جهانی است؛ در خدمت آرمان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام برای پرورش نظریه و ارتقای حکمرانی تربیتی در تراز انقلاب اسلامی

 09905444316

 www.icett.ir@gmail.com

ایران، تهران، بزرگراه شهید چمران، پل مدیریت، دانشگاه امام صادق علیه السلام

دسترسی سریع

  • خانه
  • اسناد
  • اخبار
  • آموزش
  • انتشارات
  • خانه
  • اسناد
  • اخبار
  • آموزش
  • انتشارات

کاوش

  • اعضا
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • همکاری با ما
  • اعضا
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • همکاری با ما

پیوند‌ها

  • دانشگاه امام صادق (علیه السلام)
  • وزارت علوم، تحقیقات، فناوری
  • جامعه اندیشکده‌ها
  • خانه اندیشه‌ورزان
  • بنیاد ملی نخبگان
  • دانشگاه امام صادق (علیه السلام)
  • وزارت علوم، تحقیقات، فناوری
  • جامعه اندیشکده‌ها
  • خانه اندیشه‌ورزان
  • بنیاد ملی نخبگان

راه‌های ارتباطی

  • پیامرسان بله
  • آپارات
  • ویراستی
  • لینکدین
  • اینستاگرام
  • فارس تعاملی
  • پیامرسان بله
  • آپارات
  • ویراستی
  • لینکدین
  • اینستاگرام
  • فارس تعاملی

مجوزها

طراحی شده در قرارگاه رسانه‌ای اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی