یک تراژدی بزرگ به نام تکنولوژی آموزشی (اد ـ تـــک)
#مقاله | یک تراژدی بزرگ به نام تکنولوژی آمــــوزشـــــــــــی(اد ـ تـــک)؟
🎉 جدیدترین مقاله هرمه، منتشر شد💯
🖋️ ترجمه *محمدحسین خاکبازیگانه
عضو هیئت اندیشهورزان اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی*
✾•┈┈┈┈┈••✦❀✦••┈┈┈┈┈•✾
📉 هـــــرچــند توجـــــــــــه عــمومی به کاهش نمــــــــــــرات آزمــونها در دوران همـــــــهگیری کوویــــد-۱۹ و پــــــــــــس از آن شـــدت یافت – و بسیــــــــاری از کارشناسان ایــــــــــــن افـت را به محدودیتهای ناشـــی از کـــــــــــرونا و انتــــقال سریع به آمــــــــــــوزش کــاملاً مــــــجازی نسبت دادنـد – امــــــــــــا در واقـــع این کـاهــش بسیار زودتر و قبـــــــــلتر از زمان کرونــا آغاز شده بـــــود، در حالی که مــا بی خـبر بــــودیم، عــــــــــــمدا یا سهوا؟ نمی دانم.
📊شـــواهد بهدســــــــتآمده از «ارزیـابی مــــلی پیشــرفتتحــــصیلی دانــــشآمـوزان» موســـوم به NAEP -The National Assessment of Student Progress بهوضــــوح نشاندهندۀ این افــــــت زودهنـــــگام است.
📑 نمودارها نـــشان میدهــــند دانـــــــشآموزان آمریکایــــــــی پس از چـــندین دهه رشـــــد آرام و پیوســـــته در نـــــمرات آزمــون ها، از ســـــال ۲۰۱۲ بـــــــه بعد شـــــــروع به از دســــــــــــت دادن دســــــــــــتاوردهای پیشــــین خــود کــردند؛ این کاهــــــــــــش، بهویـــژه در مــــیان دانشآموزانی که از قبل عملکرد ضــــــــــــعیفتــری داشــــــتند، آشکارتر و محسوس تر است.
📘 در ادامه میتوانید متن کامل مقاله را مطالعه نمایید :
💻یک تراژدی بزرگ به نام تکنولوژی آمــــوزشـــــــــــی(اد ـ تـــک)؟
در کتاب «نسل مضطرب»۱، ما بر پیدایش بحران سلامت روان در نوجوانان در اقصی نقاط جهان تمرکز کردیم که از نظر ما از اوایل دهۀ ۲۰۱۰ آغاز شده بود. با این حال، از زمان انتشار آن کتاب در یک سال پیش تا کنون، اطلاعات بیشتری دربارۀ روندهای نگرانکننده در آموزش کسب کردهایم که بهطور قابلتوجهی بازتابی از وضعیت سلامت روان دانش آموزان در اختیار ما قرار می دهند؛ با زبانی رسا و کاملا شفاف: پس از دههها ثبات یا بهبود تدریجی، نمرات آزمونها در آمریکا و سراسر جهان در دهۀ ۲۰۱۰ بهطرز چشمگیری شروع به کاهش کرده است.
هرچند توجه عمومی به کاهش نمرات آزمونها در دوران همهگیری کووید-۱۹ و پس از آن شدت یافت – و بسیاری از کارشناسان این افت را عمدتاً به محدودیتهای ناشی از کووید و انتقال سریع به آموزش کاملاً مجازی نسبت دادند – اما در واقع این کاهش بسیار زودتر از زمان کرونا آغاز شده بود، در حالی که ما بی خبر بودیم، عمدا یا سهوا؟ نمی دانم. شواهد بهدستآمده از «ارزیابی ملی پیشرفت تحصیلی دانشآموزان»۲ بهوضوح نشاندهندۀ این افت زودهنگام است. همانطور که در نمودار ۱ نشان داده شده، دانشآموزان آمریکایی پس از چندین دهه رشد آرام و پیوسته در نمرات آزمون ها، از سال ۲۰۱۲ به بعد شروع به از دست دادن دستاوردهای پیشین خود کردند؛ این کاهش، بهویژه در میان دانشآموزانی که از قبل عملکرد ضعیفتری داشتند، آشکارتر و محسوس تر است.
اما همانند بحران سلامت روانی که در کتاب نسل مضطرب به آن اشاره کرده ایم، این مشکل نیز به هیچ عنوان مختص آمریکا نیست. در دسامبر ۲۰۲۳، دِرِک تامپسون۱ در مقالهای برای نشریۀ آتلانتیک نوشت: «اینطور که به نظر می رسد، گوشیهای هوشمند دارند دانشآموزان را احمق میکنند»۲.
در اینجا نموداری از آن مقاله را میبینید (که ما آن را بازطراحی کردهایم)، نموداری که نشان میدهد کاهش نمرات در دهها کشوری که در برنامه بینالمللی ارزیابی دانشآموزان موسوم به پیزا ۳شرکت دارند نیز اتفاق افتاده است. همانند افت در شاخصهای سلامت روان، این کاهشها نیز از سال ۲۰۱۲ آغاز شدهاند، نه از ۲۰۲۰!
اما چه چیزی میتواند علت چنین کاهش بینالمللی در یادگیری باشد؟ یک توضیح قابلقبول و واقعا قابل دفاع، ظهور چیزی است که ما نامش را دورۀ کودکی مبتنی بر تلفنهای هوشمند۵ گذاشته ایم و قبلا در مقاله ای موسوم به« بله، رسانههای اجتماعی واقعاً یکی از دلایل شیوع بیماریهای روانی در میان نوجوانان هستند!»۶ توضیح دادیم که بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ شکل گرفته است. با این حال، فرضیۀ دیگری نیز هست که ارتباط نزدیکتری با افت تحصیلی دارد: ظهور ناگهانی لپتاپ یا تبلت روی میز هر دانشآموز…بسیاری از دانش آموزان در حالی که پیش از ظهور آموزش مجازی همواره در مواجهه با درخواست یک رایانه یا تلفن همراه هوشمند با یک نه جانانه از طرف والدین مواجه می شدند، به شکلی ناگهانی و در شرایطی کاملا اضطراری تمامی امکانات دیجیتالی را که باید در یک فرایند عادی به صورت ده ساله دریافت می کردند، در بازه زمانی یک ساله دریافت کردند. یک بمباران از ابزار های دیجیتالی در حالی که آمادگی روانی برای مواجهه و استفاده موثر و درست از آنها ایجاد نشده بود.
روشن است که نیتها در این زمینه خوب کاملا مثبت و خوب بود…هیچ والدی قصد نداشت که فرزندش را دچار اختلال یا بیماری های دیجیتالی کند. برای نمونه، وزارت آموزش ایالات متحده در سال ۲۰۱۰ در قالب طرح تحولی موسوم به « تحول در آموزش آمریکا: یادگیری با تکیه بر فناوری»۷ توصیه کرد که مدارس برای هر دانشآموز «حداقل یک دستگاه که قابلیت دسترسی به اینترنت دارد» فراهم کنند و گفت: «فقط با دسترسی شبانهروزی به اینترنت از طریق دستگاهها و منابع نرمافزاری و فناوریمحور است که میتوانیم به آن نوع از تعامل، یادگیری دانشآموزمحور و ارزیابی دست یابیم که بتوانند یادگیری را به شیوههایی که این طرح پیشنهاد میکند، بهبود ببخشند…در غیر این صورت تحول امکان پذیر نخواهد بود» اما نتیجۀ نهایی به نظر میرسد برای اغلب دانشآموزان بد بوده است—بهویژه دانشآموزانی که از پیش در یادگیری مشکل داشتند.
ماه گذشته، در وبسایت www.afterbabel.com متنی از «سوفی وینکلمن»۸ برای شما منتشر کردیم، کسی که در بریتانیا برای حذف بیشتر فناوریهای آموزشی از کلاسهای درس، کمپین بموزان را پرت و توجهشان را پراکنده میکنند، متن او را بخوانید.۹
پس از انتشار همان متن، سوفی لینکی از یک کتاب۱۰ فوقالعاده که توسط یونسکو منتشر شده است برای ما فرستاد که در اواخر سال ۲۰۲۳ با کمترین تبلیغات و برد رسانه ای منتشر شده بود. نویسندۀ این کتاب «مارک وِست»۱۱ است، متخصص و فعال آموزشی در بخش یادگیری و نوآوری یونسکو۱۲، بخشی از سازمان که ایدههای مفیدی را برای دستیابی به آیندهای عادلانهتر، پایدارتر و انسانمحورتر در آموزش مطرح میکند.
انتشار این کتاب به دنبال گزارش جداگانۀ دیگری از یونسکو صورت گرفت که شواهد جهانی مربوط به فناوریهای آموزشی را گردآوری کرده بود. گزارشی موسوم به «گزارش جهانی پایش آموزش ۲۰۲۳فناوری در آموزش: ابزاری در خدمت چه کسی؟»۱۳ که شامل داده های دست اول و بی نظیری است. اما کار «وِست» فراتر و عمیقتر میرود و پیامدهای تغییر سریع به سوی فناوریهای آموزشی را بررسی میکند؛ تغییری که در نتیجۀ قرنطینهها و تعطیلی مدارس در سالهای نخست همهگیری کووید بهوقوع پیوست.
این کتاب به تفصیل شرح میدهد که چه بر سر دانشآموزان، معلمان، خانوادهها، جوامع و حتی فهم ما از مفهوم «آموزش» آمد، زمانی که مدارس تعطیل شدند و فرایند رسمی یادگیری تقریباً بهطور کامل به صفحۀ نمایشگرها منتقل شد.
این دورهای است که بررسی دقیق آن اهمیت حیاتی دارد و اغلب در پیچ و تاب تحولات اخیر گم می شود. همانطور که کتاب بیان میکند، کووید-۱۹ به خلق مستندی جهانی از اثرات آموزش وابسته به صفحههای نمایش منجر شد…داده ها و اطلاعاتی که شاید به خودی خود در یک بازه نیم قرنه حاصل می شدند، با ظهور کویید ۱۹ به سادگی و در کمترین زمان ممکن توبره پژوهشگران و تصمیم گیران این حوزه را پر کردند.
این مستند(یعنی کتاب مارک وست) که در بیش از ۵۰۰ صفحه و با ارجاع به بیش از ۱۵۰۰ منبع ارائه شده است، جای هیچ تردیدی دربارۀ آسیبهای متعدد و فراگیر فناوری در آموزش باقی نمیگذارد. واژۀ «تراژدی» بیدلیل در عنوان این کتاب بهکار نرفته است…ما با یک تراژدی کاملا واقعی روبرو هستیم.
در زمان انتشار، این کتاب نسبتاً ناشناخته باقی ماند. در واقع، خود ما نیز تا وقتی که سوفی توجهمان را به آن جلب کرد، از انتشارش بیخبر بودیم. اما این کتاب برای معلمان، مدیران آموزشی و قانونگذارانی که اکنون به دنبال یافتن راههایی برای ایجاد مدارسی «عاری از عوامل حواسپرتی» هستند، فوقالعاده است؛ کتابی که دلایل و شواهد علمی بسیاری برای این رویکرد در اختیارشان قرار میدهد.
«وِست» برای سازماندهی مطالب کتاب از ساختار یک نمایشنامۀ تراژیک استفاده کرده و محتوا را در سه «پرده» اصلی ارائه میکند. این انتخابی هوشمندانه است و به روشنی انتقالدهندۀ پیام محوری کتاب است که اگر بخواهیم بسیار مختصر بیانش کنیم، چنین است: «روی آوردن به آموزش وابسته به نمایشگرها در دوران همهگیری، عمدتاً فاجعهای بود که پیامدهای منفی بسیاری برای کودکان به همراه داشت، هرچند این پیامدها عمدی و کاملا قصدمندانه نبودند».
تراژدیها معمولاً با بلندپروازیهای بزرگ آغاز میشوند و در «پرده اول»، وِست انتظارات پرشور و البته مغرورانهای را روایت میکند که افراد مختلف (شامل همان گروه معمولِ فعالان سیلیکون ولی، و البته طیف وسیعتری از مفسران که باید بهتر از این مسئله را تحلیل می کردند اما به هر دلیلی نکردند) برای آموزش فناورانه در دوران پیش از همهگیری و در مراحل نخست تعطیلی مدارس بیان میکردند. خوانندگان در این بخش درک میکنند که چرا بسیاری از نظامهای آموزشی در آغاز همهگیری بهشکل قابلتوجهی یکسان و بدون بحث و بررسی کافی، به فناوری آموزشی روی آوردند.
در «پرده دوم»، وِست این انتظارات بلندپروازانه را در کنار واقعیت آنچه روی زمین رخ داد قرار میدهد؛ در خانهها، کشورها و مناطق وسیعی از جهان، زمانی که فناوری آموزشی بهعنوان راهحلی (معمولاً یگانه و بیرقیب) برای چالشهای آموزشی ناشی از همهگیری ارائه شد. این بخش از کتاب، مرکز رخدادها و به عبارتی «اوج درام» است.
روی آوردن به آموزش وابسته به نمایشگرها در دوران همهگیری، عمدتاً فاجعهای بود که پیامدهای منفی بسیاری برای کودکان به همراه داشت، هرچند این پیامدها عمدی نبود.
تراژدیها معمولاً با نوعی آگاهی و درک جدید—هرچند بسیار پرهزینه—پایان مییابند. اتفاقها از مسیر اصلی خود خارج میشوند، آدمها آسیب میبینند و برنامههای جاهطلبانه شکست میخورند. اما تراژدی تنها زمانی تراژدی است که هم شخصیتهای درگیر و هم مخاطبان، پیش از پایینآمدن پرده، با وضوح اخلاقی، این خرابیها را با گوشت و پوست خود احساس کنند. افراد باید پس از تماشای نمایش، آگاهتر از سالن بیرون بروند. این ویژگی قطعاً در کتاب «تراژدی فناوری آموزشی؟» نوشته مارک وست نیز وجود دارد؛ خوانندگان دقیقاً میفهمند چه چیزی اشتباه پیش رفت و چرا.
در آخرین پرده از کتاب («پرده سوم»)، وِست به این پرسش میپردازد که از تجربیات آشفته و دشوار دوران همهگیری، چه درسهایی دربارۀ آموزش و فناوری باید گرفت؛ تجربیاتی که هرچند به لحاظ محلی بسیار متفاوت بودند، اما شباهتهای جهانی تکاندهندهای داشتند. یکی از درسهایی که او بر آن تأکید دارد، دور کردن یادگیری رسمی از صفحۀ نمایشهای شخصی است، بهویژه برای دانشآموزان کمسنتر. (یعنی: مدارس بدون تلفن هوشمند و بدون لپتاپ و تبلت روی میزهای دانشآموزان… درست بالعکس چیزی که اکنون برای رسیدن به آن دست و پا می زنیم؛ مدارس هوشمند)
در کنار سه پردۀ اصلی، کتاب دارای یک بخش بینابینی («میانپرده») نیز هست که میان پردۀ دوم و سوم قرار گرفته است. در این قسمت، وِست از مستندات تاریخی فاصله میگیرد تا به این موضوع بپردازد که اگر مسئولان آموزشی «نمایشگرها» را به مرکز راهکارهای خود برای تعطیلی مدارس تبدیل نمیکردند، چه اتفاقی میتوانست رخ دهد؟ وِست این مشاهدۀ ساده و معنادار را مطرح میکند که ارسال چیزهایی مثل بستههای هنری، مکعبهای ساختنی یا کتابهای تصویری جذاب برای کودکان و خانوادهها، به جای لپتاپهای هزار دلاری و تجهیزات اینترنتی، احتمالاً بسیار آموزندهتر، سرگرمکنندهتر و خلاقانهتر بود. او در این بخش ما را دعوت میکند تا بیندیشیم که آیا برداشت عمومی مبنی بر اینکه فناوری «نجاتبخش» دوران تعطیلی مدارس بوده است، باعث طولانیتر شدن این تعطیلیها شد یا نه.
اشاره به «تراژدی» در عنوان کتاب، علاوه بر آنکه ساختار آشنا و قابل درکی به آن میدهد و خواننده را به تأمل وا میدارد، از جنبهای دیگر نیز اهمیت دارد: این اشاره کمک میکند عظمت آنچه در فاصله سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ بر دانشآموزان محصور در خانهها و وابسته به نمایشگرها گذشت، بهخوبی دیده شود. وِست اطمینان میدهد که خوانندگانش دامنه کامل آسیبی را که به کودکان و نوجوانان سراسر جهان وارد شد، ببینند؛ آسیبی که جبران آن مدتها طول خواهد کشید.
در ادامه، فهرست مطالب کتاب و خلاصهای را که در صفحات ۱۷ و ۱۸ آمده است، مجدداً منتشر میکنیم. توصیه میکنیم این خلاصه را به دقت مطالعه کنید و نگاهی عمیق به فهرست مطالب بیندازید؛ بهویژه به بخشهای «پرده دوم». عنوانهای این بخشها تنها در چند کلمه، وسعت آسیبها را نشان میدهند: کاهش تعامل، افت پیشرفت تحصیلی، اعتیاد دیجیتال، افزایش ترک تحصیل، کاهش گفتگو، کاهش فراگیری، تسلط بخش خصوصی بر آموزش، گسترش نابرابریها، انواع جدید نظارتهای تهاجمی و بسیاری آسیبهای دیگر. این آسیبها تکاندهندهاند. سپس توصیه میکنیم خودِ کتاب را بخوانید که یونسکو آن را به رایگان در اختیار عموم قرار داده است.
وِست در سال ۲۰۲۳ در انتهای عنوان کتابش یک علامت سؤال گذاشته بود. اکنون در سال ۲۰۲۵، ما دیگر میدانیم که به آن علامت سؤال نیازی نیست. تمام پاسخ ها را دریافت کرده ایم.
فهرست کتاب
مقدمه(آغاز از صفحه ۲۶)
تعریف فناوری آموزشی (ed-tech)
خاستگاه و خیزش فناوری آموزشی
فناوری آموزشی و راهحلگرایی فناورانه
چرا تراژدی؟
قرار دادن این اختلال در یک بستر تاریخی
لحظهای شبیه نتفلیکس برای فناوری آموزشی تجاری
پرده اول: امید به نجات از راه فناوری(آغاز از صفحه ۴۰)
بازسازی مدارس از طریق فناوری
بریدن نوارهای بوروکراتیک و پرتاب آموزش به سوی آیندهای بهتر
پرده دوم: از وعدهها تا واقعیت (آغاز از صفحه ۵۹)
بسیاری از یادگیرندگان جا ماندند
نابرابریها شدت گرفت
یادگیرندگان کمتر درگیر شدند، کمتر یاد گرفتند و از آموزش دولتی فاصله گرفتند
آموزش محدود و فقیرتر شد
غوطهوری در فناوری ناسالم و به شدت خفه کننده بود
فشارهای زیستمحیطی با رونق فناوری آموزشی چند برابر شد
بخش خصوصی چنگال خود را بر آموزش عمومی انداخت
نظارت، کنترل و فرایندهای ماشینی، حرکت بهسوی فناوری آموزشی را رقم زدند
میانپرده: نگاهی به گذشته برای دیدن آینده (آغاز از صفحه ۳۸۰)
نگاهی به گذشته
تعطیلی مدارس، گذار به یادگیری از راه دور و سلامت عمومی
آیا یادگیری از راه دور مبتنی بر فناوری به طولانیتر شدن تعطیلی مدارس کمک کرد؟
اگر فناوری آموزشی نبود، پس چه؟
آیا کووید-۱۹ یک بحران آموزشی بود؟
نگاهی به آینده
فناوری آموزشی برای خود دلیل تازهای یافته است: تابآوری
آیا فناوری، ستون تابآوری آموزشی است؟
اگر فناوری آموزشی پاسخ است، پرسش چیست؟
پرده سوم: مسیرهای تازه برای فناوری آموزشی (آغاز از صفحه ۴۴۰)
اولویت دادن به منافع دانشآموزان و معلمان
تأکید دوباره بر اولویت آموزش حضوری
تقویت پیوستگی دیجیتال، ظرفیتها و محتوا
محافظت از حق آموزش در برابر ازدسترفتن زمین
نتیجهگیری (آغاز از صفحه ۴۹۱)
به یاد آوردن تجربیات فناوری آموزشی در دوران همهگیری
منطق تراژدی
بازاندیشی و هدایت دگرگونی دیجیتال آموزش
خلاصهای از کتاب «تراژدی فناوری آموزشی؟» (صفحات ۱۷ و ۱۸ کتاب)
کتاب «تراژدی فناوری آموزشی؟» مستند میکند که چگونه تعطیلی گسترده مدارس و چرخش سریع به سمت یادگیری از راه دور از طریق فناوریهای دیجیتال متصل در دوران همهگیری کووید-۱۹، پیامدهای ناخواسته و نامطلوب متعددی را به دنبال داشت.
اگرچه فناوریهای دیجیتال باعث شدند آموزش برای بسیاری از دانشآموزان ادامه پیدا کند، تعداد بسیار بیشتری از دانشآموزان از تحصیل باز ماندند. میزان محرومیت بهشدت افزایش یافت و نابرابریها عمیقتر شد. سطح پیشرفت تحصیلی حتی برای آنهایی که به آموزش از راه دور دسترسی داشتند، کاهش پیدا کرد. تجربههای آموزشی محدود و بسته شد. سلامت جسمی و روانی افت کرد. روند خصوصیسازی شدت گرفت و جایگاه منحصربهفرد آموزش بهعنوان یک کالای عمومی و یک حق بشری را تهدید کرد. نظارتهای تهاجمی و گسترده، تبادل آزاد و باز ایدهها را به خطر انداخت و اعتماد اجتماعی را تضعیف کرد. تعاملات انسانی جای خود را به تجربههای ماشینی و خودکار داد. همچنین تولید و دفع تجهیزات فناورانه، فشارهای زیستمحیطی تازهای ایجاد کرد.
چشماندازهای خوشبینانهای که در آغاز بحران سلامت وعده میدادند فناوری میتواند ستون فقرات آموزش باشد و حتی جایگزین یادگیری حضوری شود، نوید نتایج بهتری را میدادند. هواداران فناوری آموزشی باور داشتند چالشهای عظیم تعطیلی مدارس را میتوان به کمک فناوری مدیریت کرد و ادغام عمیقتر فناوری میتواند آموزش را متحول کند. اما این امیدها و انتظارات بلندپروازانه هنگامی نقش بر آب شدند که فناوریهای آموزشی با شتاب و عجله در کشورها پیاده شدند تا تداوم آموزش رسمی را در زمان گسترش کووید-۱۹ تضمین کنند.
کتاب «تراژدی فناوری آموزشی؟» این دوران پرآشوب را بازگو میکند و اقدامات و تصمیمات دولتها، مدارس و شرکتهای فناوری را مستند میسازد. این کتاب وعدههای فناوری آموزشی را با واقعیت آنچه در عمل به وقوع پیوست مقایسه میکند؛ واقعیتی که در نتیجۀ تعطیلی مدارس بیش از ۱.۶ میلیارد دانشآموز را تحت تأثیر قرار داد و از ابتدای سال ۲۰۲۰ تا اوایل ۲۰۲۳ بهطور متناوب ادامه یافت. شواهد و تحلیلهای این کتاب هم روندهای مشترک در کشورهای مختلف را برجسته میکند و هم جزئیات تجربیات محلی را ارائه میدهد؛ به این ترتیب، کتاب همچون موزاییکی جهانی است که نشان میدهد دانشآموزان، معلمان و خانوادهها در شرایطی که فناوری دیجیتال بهعنوان یگانه دریچه برای آموزش معرفی شده بود، دقیقاً چه تجربهای را از سر گذراندند.
این کتاب که مخاطبان عام و متخصص را به یک اندازه هدف گرفته است، نشان میدهد که تغییرات ناگهانی و عمیقی که به خاطر استفاده از آموزش دیجیتال از راه دور در دوران همهگیری رخ داد، حتی با بازگشایی کامل مدارس نیز همچنان در نظام آموزشی احساس میشود. این اثر این پرسش مهم را مطرح میکند که آیا ادغام بیشتر و سریعتر فناوری در آموزش برای دانشآموزان مطلوب است یا خیر، و آیا فناوری آموزشی به همان اندازه که ادعا میشود واقعاً عامل کلیدی تابآوری آموزشی است یا نه؟
کتاب تأکید میکند که نیازمند اصول جدیدی هستیم تا مسیر توسعۀ فناوری آموزشی را در جهتی انسانیتر هدایت کنیم. باید آموزش و تدریس حضوری حتی در شرایط بهبود فناوریها و افزایش دسترسی به اینترنت تضمین و تثبیت شود. دولتها باید این تضمین را در چارچوبهای قانونی که از حق آموزش، بهویژه برای دانشآموزان کمسنتر حمایت میکنند، مستحکم کنند.
همچنین، فناوریهای آموزشی آینده باید توجه بیشتری به سلامت همهجانبۀ دانشآموزان نشان دهند. یادگیری تحصیلی و مبتنی بر کتب درسی قطعاً بخش مرکزی آموزش است، اما یگانه هدف آن نیست. فناوری آموزشی باید بتواند اهداف فردی و جمعی آموزش، از جمله رشد اجتماعی-عاطفی و شخصی و نیز توانایی زندگی جمعی، زندگی سازگار با محیط زیست و تعامل سالم با خودِ فناوری را پوشش دهد.
این کتاب، با اقتباس از ساختار نمایشنامۀ تراژیک و در سه پردۀ اصلی، تلاش میکند توضیح دهد چرا فناوری آموزشی بهطور گستردهای بهعنوان راهحلی یگانه برای چالشهای تعطیلی مدارس مطرح شد، زمانی که این فناوریها در شرایط گوناگون در سراسر جهان به کار گرفته شدند دقیقاً چه اتفاقی رخ داد، و شاید مهمتر از همه، از این تجربۀ بیسابقه چه میتوان آموخت.
توصیههای مطرحشده در کتاب روشن میکنند که جامعۀ آموزشی چگونه میتواند از صرفاً واکنشدادن به تغییرات فناوری فراتر رود و نقش فعالتری در هدایت دیجیتالیشدن آموزش به سوی اهداف جامعتر آموزش برای ساخت آیندهای فراگیر، عادلانه و پایدار ایفا کند.
آیندۀ آموزش باید مسیری انسانمحور را دنبال کند. درسهایی که از آنچه در این کتاب «تراژدی فناوری آموزشی» نامیده شده گرفته میشود، به ما نشان میدهد که چگونه فناوری میتواند به شکلی بهتر در خدمت آموزشی قرار گیرد که ارزشهای انسانی را تقویت کرده، روابط انسانی را استحکام بخشد و از حقوق انسانی حفاظت کند.
پانوشت
۱The Anxious Generation ۲۰۲۴
۲NAEP – The National Assessment of Student Progress
۳https://nces.ed.gov/nationsreportcard/
۱Derek Thompson
۲It Sure Looks Like Phones Are Making Students Dumber ۲۰۲۳
۳PISA – Program for International Student Assessment
۴PISA ۲۰۲۲ Results (Volume I and II) – Country Notes: United States ۲۰۲۳
۵the phone-based childhood
۶Yes, Social Media Really Is a Cause of the Epidemic of Teenage Mental Illness ۲۰۲۴ – Jon Haidt – www.afterbabel.com
۷Transforming American Education Learning Powered by Technology ۲۰۱۰
۸Sophie Winkleman
۹The Most Compelling Argument Against Tech in Schools ۲۰۲۵ – www.afterbabel.com
۱۰An Ed-Tech Tragedy ۲۰۲۳ – Mark West
۱۱Mark West
۱۲UNESCO’s Division for Learning and Innovation
۱۳۲۰۲۳ Global Education Monitoring Report Technology in education: A tool on whose terms?
•┈┈••✾❀✾••┈┈•
🔹 سایت هرمه
🔹 پیامرسان بله هرمه
دیدگاهتان را بنویسید