گفتگوی اول از ماجرای هنرستانهای ایران: چالشها و فرصتها
📰 سند روایت | گفتگوی اول از ماجرای هنرستانهای ایران: چالشها و فرصتها
معرفی:
در نخستین قسمت از مجموعه «ماجرای هنرستانهای ایران»، سیدجواد مهدیزاده درباره تاریخچه، چالشها و نقش هنرستانها در تربیت نسل آینده صحبت میکند. این گفتگو برای علاقهمندان آموزش و پرورش و سیاستگذاران حوزه آموزش بسیار مفید است.
چکیده:
این گفتگو نگاهی صمیمانه به دنیای هنرستانها دارد و به پرسشهایی مانند:
- هنرستانها چگونه شکل گرفتند؟
- چگونه میتوان کیفیت آموزش را ارتقا داد؟
- فارغالتحصیلان تا چه اندازه در بازار کار موفق هستند؟
- مهمترین مشکلات هنرستانها چیست؟
خوانندگان میتوانند در ادامه متن اصلی گفتگو را مطالعه کنند و با جزئیات بیشتر با مسائل و فرصتهای هنرستانهای ایران آشنا شوند.
ماجرای هنرستانهای ایران؛ گفتگوی اول – سیدجواد مهدیزاده[1]
عصر یک روز دلانگیز بهاری، در گوشهای دنج از یک خانه بیآلایش در قلب شهر طرقبه، دو چهره آشنا به چشم میخوردند. محمدحسین عابدخراسانی، معاون اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی، با چهرهای متفکرانه فنجان چای خود را به آرامی مینوشید. روبرویش، سیدجواد مهدیزاده، دانشجوی دکتری علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی(ره)، آشنا به ساختار و اسناد آموزشی، نشسته بود. عابدخراسانی که مدتی بود درگیر وضعیت و چالشهای هنرستانهای کشور شده بود، فرصت را مغتنم شمرد تا با مهدیزاده که اطلاعات خوبی در این حوزه داشت، به تبادل نظر بپردازد.
عابدخراسانی نفسی عمیق کشید و گفت: «جناب مهدیزاده، خوشحالم که امروز فرصتی دست داد تا خدمتتان برسم. مدتی است موضوع هنرستانها ذهنم را مشغول کرده و با توجه به شناختی که از دیدگاههای شما دارم، مشتاقم تا از نظراتتان بهرهمند شوم.»
مهدیزاده با لبخندی پاسخ داد: «خواهش میکنم آقای عابدخراسانی، بنده هم از این دیدار خرسندم. هنرستانها موضوع مهمی است و متاسفانه آنطور که باید به آن پرداخته نشده است. بفرمایید، چه سوالاتی در ذهن دارید؟»
عابدخراسانی کمی جابجا شد و با لبخند آشنایش گفت: «راستش را بخواهید، از تاریخچه و مبانی این نهاد آموزشی شروع کنم بهتر است. میخواهم بدانم هنرستانهای ایران از کجا نشأت گرفتهاند و چه مسیری را طی کردهاند تا به وضعیت فعلی رسیدهاند.»
مهدیزاده:«اگر بخواهیم از مبنای هنرستان در ایران صحبت کنیم، باید به دارالفنون اشاره کنیم که در زمان صدارت امیرکبیر تاسیس شد و ظاهراً اولین هنرستان ایران همان بحث دارالفنون بوده است. در واقع، اگر مبنای هنرستان را کار و فن بگیریم، میتوانیم بگوییم که اولین هنرستان همان بوده است. قبل از انقلاب هم هنرستانهایی وجود داشتهاند، اما کسی اطلاع دقیقی از زمان شروع آنها نداشت و جستجوهای من هم بیشتر به همان بحث دارالفنون اشاره میکرد.»
عابدخراسانی:«بسیار جالب است. پس این ریشه عمیقی در تاریخ آموزش ایران دارد. حال میخواستم بدانم که هنرستانهای فعلی چه حوزههایی را پوشش میدهند؟ آیا تنوع رشتهها به اندازه نیازهای جامعه است؟»
مهدیزاده:«در حال حاضر، هنرستانهای ایران در چهار شاخه اصلی فعالیت میکنند: هنر، خدمات، کشاورزی و صنعت. کل هنرستانهای ایران در این چهار دسته جای میگیرند. به عنوان مثال، در شاخه هنر رشتههایی مانند سینما، مدیریت تلویزیونی، انیمیشن، پویانمایی، تئاتر، نگارگری و خوشنویسی وجود دارد. در واقع، هر چیزی که به هنر وصلش کنید، جایش در هنرستان هنر است. ما هنرستانهای معروفی هم در کشور داریم، مثلاً هنرستان سینا که خیلی شناخته شده است. در شاخه خدمات میتوان به خدمات خودرویی و خدمات هتلداری اشاره کرد. در کشاورزی هم رشتههای متنوعی مانند تولیدات دامی، تولیدات زنبور عسل، پرورش کرم و قارچ وجود دارد. نهایتاً در شاخه صنعت رشتههایی مثل آسانسور، برق صنعتی و هر چیزی که بیشتر ساختمانی باشد، آموزش داده میشود.»
عابدخراسانی:«تنوع رشتهها نسبتاً خوب به نظر میرسد. آیا فارغالتحصیلان این هنرستانها توانستهاند نقش موثری در بازار کار ایفا کنند؟ آیا داستانهای موفقیتآمیزی در این زمینه وجود دارد؟»
مهدیزاده:«بله، خوشبختانه هنرستانها داشتههای برتر ایران را پرورش دادهاند. به عنوان مثال، رضا عطاران، برزو ارجمند و جواد خواجوی همگی فارغالتحصیل هنرستان سینا هستند و نسلی از بازیگران تئاتر و سینمای ایران از همینجا برخاستهاند. در زمینه خدمات هم افراد شاخصی داشتهایم، اگرچه الان اسم دقیقی به خاطرم نمیرسد. اما به طور کلی، هنرستانها میتوانند زمینهساز اشتغال و کارآفرینی باشند.»
عابدخراسانی:«این خبر خوبی است. اما در کنار این موفقیتها، حتماً چالشها و مشکلاتی هم در مسیر فعالیت هنرستانها وجود دارد. به نظر شما مهمترین چالشهای پیش روی هنرستانهای ایران در حال حاضر چیست؟»
مهدیزاده:«متاسفانه چالشها کم نیستند. یکی از مهمترین چالشها این است که هنرآموز درست و حسابی نداریم. یعنی کسی که واقعاً متخصص باشد و از لحاظ آکادمیک هم آموزش دیده باشد، به ندرت پیدا میشود. چند علت برای این موضوع وجود دارد. اول اینکه معمولاً این هنرآموزان دورههای آکادمیک را طی نکردهاند؛ شاگرد بودهاند و بعد اوستا شدهاند، بدون اینکه مدرک کارشناسی یا بالاتر در رشته خود داشته باشند. دوم اینکه اصلاً افراد متخصص و حرفهای به سمت آموزش و پرورش نمیآیند. دلیلش هم مشخص است؛ حقوق و مزایای آموزش و پرورش قابل مقایسه با درآمدی که این افراد میتوانند در بازار آزاد کسب کنند، نیست. به عنوان مثال، یک نصاب و تعمیرکار آسانسور اگر بخواهد در بازار کار کند، میتواند چند صد میلیون تومان درآمد داشته باشد، در حالی که حقوق یک هنرآموز بسیار ناچیز است. سوم اینکه بسیاری از همین هنرآموزانی هم که جذب آموزش و پرورش میشوند، آموزش بلد نیستند. شما اگر به یک تعمیرگاه مراجعه کنید، میبینید که شاگردان با جدیت کار یاد میگیرند، چون اوستا به آنها نیاز دارد و مستقیماً در کیفیت کارش تاثیر میگذارد. اما در هنرستان، این پیگیری و دلسوزی کمتر دیده میشود. متاسفانه استانداردهای یک آموزش درست در هنرستانهای ایران وجود ندارد و یک اختلاف عجیبی بین آموزش و پرورش و بازار آزاد در این شاخه وجود دارد.»
عابدخراسانی:«این مسئله بسیار نگرانکننده است. کیفیت آموزش هنرآموزان، شالوده اصلی کار هنرستانهاست. چالش دیگری هم در این زمینه وجود دارد؟»
مهدیزاده لحظهای درنگ کرد و ادامه داد:«بله، نکته دوم فضای آموزشی است. برای داشتن فضای آموزشی خوب و استاندارد در این شاخهها، نیاز به کارگاههای مجهز و فضاهای مناسب است. اما متاسفانه میبینیم که بسیاری از هنرستانها در فضاهای نامناسب مانند آپارتمانهای اجارهای تاسیس شدهاند که فاقد امکانات لازم هستند. به عنوان مثال، برای یک کارگاه CNC در هنرستان شهید مهدیزاده، به فضای بسیار بزرگی نیاز بود تا دستگاه با جرثقیل وارد شود و در داشته باشد که این جرثقیل بتواند داخل بیاید. هر رشتهای در هنرستان فضای آموزشی خاص خود را میخواهد و معمولاً در شهرهای ما هر زمینی برای این کار پیدا نمیشود. متاسفانه آموزش و پرورش حمایت چندانی در زمینه تامین فضای آموزشی و تجهیزات نمیکند. بودجه جداگانهای برای این کار در نظر گرفته نمیشود.»
عابدخراسانی:«پس بحث هزینهها و سنگین بودن تجهیزات هم مزید بر علت شده است؟»
مهدیزاده:«دقیقاً. ابزارآلات هنرستان اکثراً وارداتی هستند و به دلار وابستهاند. حتی چیزهای سادهای مثل تخته سفید و پونز هم وارداتی هستند. ما در تولید بسیاری از این وسایل ناتوانیم. واردات این تجهیزات هم داستان خودش را دارد. در مورد تامین دستگاههای مورد نیاز هنرستانها هم مشکلات زیادی وجود دارد. به دلیل تحریمها و قیمت بالای تجهیزات وارداتی، تهیه آنها بسیار دشوار است. حتی وقتی دستگاهی وارد میشود، هنرستانها اغلب جای مناسبی برای نگهداری و استفاده از آن ندارند. به عنوان مثال، برای نصب یک دستگاه تراش ۲۰ میلیون تومانی، نیاز به یک کارگاه هزار متری و ۳۰ میلیون تومان هزینه جرثقیل است.»
عابدخراسانی:«این نشان میدهد که تاسیس و تجهیز یک هنرستان استاندارد، نیازمند سرمایهگذاری قابل توجهی است که ظاهراً آموزش و پرورش به تنهایی از عهده آن برنمیآید.»
مهدیزاده:«همینطور است. من در واقع گران بودن تاسیس هنرستان و نیازهای فیزیکی و فضای آموزشی آن را بایسته میگویم. این الزامات قانونی هم دارند و در سندهای آموزشی به آنها اشاره شده است. اما اینکه این الزامات در عمل اتفاق بیفتد، جای سوال دارد. من اتفاقاً با رئیس فنی و حرفهای استان صحبت کردم و ایشان هم گلایه داشتند که وضعیت فعلی با آرمانهای ۱۴۰۴ فاصله زیادی دارد. ما در سند نوشتهایم که هنرستانها باید به چه سطحی برسند، اما اینکه چقدر از این اهداف محقق شده، بحث دیگری است.»
عابدخراسانی:«شما به آرمانهای ۱۴۰۴ اشاره کردید. به نظر شما وضعیت موجود هنرستانهای ایران در حال حاضر چگونه است و چقدر با آن آرمانها فاصله داریم؟»
مهدیزاده:«به نظر من، تنها چیزی که الان در وضعیت فعلی هنرستان به چشم میخورد، جو ناامیدی و رکود و بیانگیزگی دانشآموزان است. با توجه به تجربهای که در ستاد آموزش و پرورش داشتهام، معتقدم که هنرستان میتواند عصای معجزهآسایی باشد که این جو ناامیدی را جبران کند. متاسفانه میبینیم که انگیزه در دانشآموزان از دوره متوسطه اول به بعد کاهش مییابد. هنرستان میتواند این دانشآموزان را که از وضعیت فعلی فراری هستند، جذب کند و استعدادهایشان را شکوفا سازد. در بهترین حالت، هنرستان باید فعالانه برای دانشآموزان جذاب باشد، نه اینکه صرفاً محلی برای گذراندن دوران تحصیل باشد. متاسفانه وضعیت فعلی هنرستانهای ایران کاملاً ناامیدکننده است و من هیچ گردش مثبتی در این زمینه نمیبینم، نه در رشتههای نظری و نه در وضعیت موجود.»
عابدخراسانی:«یکی از اهدافی که برای هنرستانها ترسیم میشود، تربیت نیروی ماهر برای پاسخگویی به نیازهای بازار کار است. آیا به نظر شما هنرستانهای فعلی در تحقق این هدف موفق بودهاند؟»
مهدیزاده:«تا حدودی بله، اما با موانع و چالشهای جدی روبرو هستیم. بسیاری از دانشآموزانی که وارد هنرستان میشوند، به دنبال یادگیری یک مهارت عملی هستند تا بتوانند سریعتر وارد بازار کار شوند و نیازهای مالی خود را تامین کنند. به عنوان مثال، دانشآموزی که به سمت پزشکی نمیرود، ممکن است بخواهد تعمیرکاری موبایل یاد بگیرد تا بتواند در همین محله خود مغازهای باز کند و کسب درآمد کند. هنرستان در این زمینه میتواند نقش مهمی ایفا کند، چرا که خدمت ارائه شده توسط فارغالتحصیلان هنرستانها معمولاً نیازهای اساسی جامعه را برطرف میکند و از این طریق گردش مالی ایجاد میشود و انگیزه برای ادامه کار به وجود میآید. اما مشکل اینجاست که آیا آموزش ارائه شده در هنرستانها واقعاً با نیازهای روز بازار کار همخوانی دارد یا خیر؟».
عابدخراسانی:«شما به عدم همخوانی آموزش و بازار کار اشاره کردید. آماری در این زمینه وجود دارد که نشان دهد فارغالتحصیلان هنرستانها تا چه میزان جذب بازار کار میشوند؟»
مهدیزاده:«متاسفانه آماری دقیقی در این زمینه نداریم. به همان علتی که قبلاً گفتم، آمار آموزش و پرورش معمولاً برای خودشان تهیه میشود و چندان قابل استناد نیست. خودشان مصاحبه میکنند و خودشان هم اداره ارزیابی عملکرد دارند و خودشان، خودشان را ارزیابی میکنند. لذا از این جهت، آمار دقیقی در دست نیست. شما اگر بخواهید نظر هنرآموزان را بپرسید، با یک ناپایداری در آمار روبرو میشوید. شما به عکس و درجه هنرستان نگاه میکنید و امضا میکنید، اما وقتی از هنرآموزی که در آنجا مشغول است سوال میپرسید، ممکن است با واقعیت دیگری روبرو شوید. با این حال، به طور کلی، پراکندگی رشتهها در هنرستانها نشان میدهد که خدمات از همه بیشتر و کشاورزی به دلیل وضعیت آب و هوا و تغییر نیازهای جامعه، به تعداد محسوس پایینتری رسیده است.»
عابدخراسانی:«تغییر نیازهای جامعه در حوزه کشاورزی نکته قابل توجهی است. به نظر شما هنرستانها چگونه میتوانند خود را با این تغییرات تطبیق دهند و همچنان در این حوزه نقش موثری ایفا کنند؟»
مهدیزاده:«به نظر من، سیاست آموزش و پرورش باید به گونهای باشد که همین رشته کشاورزی و هر رشته دیگری را از نیازهای سنتی به سمت وصل شدن به فناوریهای تک سوق دهد. از این طریق میتوان بین جذابیتهای امروزی و نیازهای جامعه ارتباط برقرار کرد. به عنوان مثال، به جای اینکه صرفاً بگوییم برو گاوداری کن، باید بگوییم تنظیم گاوداری با فناوریهای تک. فرآوری و تولیدات کشاورزی با استفاده از فناوریهای نوین قطعاً هم برای فرد جذابتر است و هم به تولید کمک میکند و هم پاسخگوی نیازهای جامعه خواهد بود. متاسفانه الان جوانان تمایلی به فعالیتهای سنتی کشاورزی ندارند. اما اگر جذابیتهای لازم ایجاد شود، میتوان آنها را به این سمت سوق داد. ما استارتاپهای موفقی در حوزه کشاورزی و دامداری داشتهایم که نشان میدهد این ظرفیت وجود دارد. حتی در زمینه زنبورداری و تولید عسل هم استارتاپهایی شکل گرفتهاند که با تلفیق روشهای سنتی و مدرن، موفق بودهاند. هنرستانها باید بستر لازم برای فرآوری محصولات کشاورزی را فراهم کنند و با آموزشهای نوین، نسل جدیدی از کشاورزان کارآفرین تربیت کنند.
عابدخراسانی:«بحث بازار کار و نیازهای آن همواره در تعیین رشتههای هنرستان نقش اساسی دارد. به نظر شما چه رشتههایی در حال حاضر بازار کار خوبی دارند و هنرستانها باید بیشتر بر روی آموزش این رشتهها تمرکز کنند؟»
مهدیزاده:«به طور کلی، هر رشته هنرستانی که بازار نداشته باشد، محکوم به شکست است. ما رشتههایی داریم که بدون بازار هستند و عملاً فارغالتحصیلان آنها نمیتوانند شغل مناسبی پیدا کنند. اما در مقابل، رشتههایی مانند آسانسور، برق ساختمان، کابینتسازی، مبلسازی، چوب، تعمیر میز، وسایل صوتی و تصویری، کاشت گل و گیاه، پرورش قارچ و تعمیر خودرو همواره بازار کار خوبی داشتهاند. رشتههای فنی و حرفهای که به طور مستقیم با نیازهای روزمره مردم و صنایع مرتبط هستند، معمولاً از بازار کار بهتری برخوردارند. متاسفانه الان رشته علوم انسانی در هنرستان وجود ندارد، در حالی که ممکن است نیاز به آموزشهای فنی و حرفهای در این حوزه هم وجود داشته باشد. متاسفانه تغییرات خوبی با هدف انصاف در رشتههای هنرستان انجام نشده و نیاز بازار در این زمینه هم نادیده گرفته شده است.»
عابدخراسانی:«شما به رشته هتلداری اشاره کردید. وضعیت آموزش در این رشته چگونه است و آیا فارغالتحصیلان آن مهارتهای لازم برای ورود به بازار کار هتلداری را کسب میکنند؟»
مهدیزاده:«متاسفانه وضعیت آموزش در برخی رشتهها مانند هتلداری چندان مطلوب نیست. من خودم شاهد بودم که در یکی از هنرستانهای هتلداری، دانشآموزان اصلاً نمیدانستند وظایف یک خدمتکار هتل چیست و در کلاس درس هم به جای یادگیری مهارتهای لازم، بیشتر به دنبال مسائل حاشیهای بودند. این نشان میدهد که سرفصلهای آموزشی در این رشتهها یا مناسب نیستند یا به درستی اجرا نمیشوند و انگیزه لازم در دانشآموزان وجود ندارد. عمده دانشآموزان هتلداری در مشهد از مناطق حاشیهای هستند و شاید هدفشان صرفاً گرفتن مدرک و یافتن یک شغل ساده در هتل باشد، بدون اینکه به دنبال کسب مهارتهای تخصصی و پیشرفت در این صنعت باشند. متاسفانه نگاه به رشتههای خدماتی مانند هتلداری در جامعه ما چندان مثبت نیست و این موضوع بر انگیزه دانشآموزان و کیفیت آموزش تاثیر منفی میگذارد.»
عابدخراسانی:«به نظر شما چگونه میتوان انگیزه را در دانشآموزانِ هنرستانها افزایش داد و آنها را به یادگیری مهارتهای تخصصی علاقهمند کرد؟»
مهدیزاده:«افزایش انگیزه در دانشآموزان هنرستانها نیازمند یک رویکرد چندجانبه است. اولاً، باید نگرش جامعه نسبت به هنرستانها و رشتههای فنی و حرفهای تغییر کند و ارزش این نوع آموزشها به درستی تبیین شود. ثانیاً، باید کیفیت آموزش در هنرستانها به طور چشمگیری ارتقا یابد و از هنرآموزان متخصص و باانگیزه استفاده شود. ثالثاً، باید ارتباط تنگاتنگی بین هنرستانها و بازار کار وجود داشته باشد تا دانشآموزان پس از فارغالتحصیلی بتوانند به راحتی شغل مناسب پیدا کنند و ثمره تلاشهای خود را ببینند. رابعاً، باید سرفصلهای آموزشی بهروزرسانی شوند و نیازهای واقعی بازار کار در آنها لحاظ شود. خامساً، باید فضاهای آموزشی و تجهیزات کارگاهی مناسب و استاندارد در اختیار هنرستانها قرار گیرد. علاوه بر این، توجه به مسائل تربیتی و ایجاد امید و انگیزه در دانشآموزان نیز بسیار مهم است. هنرستانها باید محیطی پویا و جذاب داشته باشند که دانشآموزان با رغبت در آن حضور پیدا کنند و به آینده خود امیدوار باشند.»
عابدخراسانی:«بحث سرفصلهای آموزشی بسیار مهم است. آیا فرایند اصلاح و بهروزرسانی این سرفصلها چگونه انجام میشود و آیا نظرات متخصصان بازار کار در این فرایند لحاظ میشود؟»
مهدیزاده:«متاسفانه فرایند اصلاح سرفصلهای آموزشی در هنرستانها بسیار کند و ناکارآمد است. به نظر میرسد سرفصلهای برخی رشتهها سالهاست که اصلاح نشدهاند و با نیازهای روز بازار کار همخوانی ندارند. تلاشهایی برای اصلاح انجام شده، اما هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده است. به نظر میرسد نظرات متخصصان بازار کار و فعالان صنعت در فرایند تدوین و بهروزرسانی سرفصلها به اندازه کافی لحاظ نمیشود. ما نیاز داریم یک سازوکار منظم و پویا برای بازنگری و اصلاح سرفصلها داشته باشیم که با همکاری اساتید دانشگاه، متخصصان صنعت و هنرآموزان با تجربه انجام شود.»
عابدخراسانی:«یکی از مسائلی که مطرح میشود، تفاوت بین هنرستانهای دولتی و غیردولتی است. آیا به نظر شما تفاوت معناداری در کیفیت آموزش و امکانات بین این دو نوع هنرستان وجود دارد؟»
مهدیزاده:«به طور کلی، تفاوتهایی بین هنرستانهای دولتی و غیردولتی از نظر امکانات و کیفیت آموزش وجود دارد. هنرستانهای غیردولتی معمولاً از منابع مالی بیشتری برخوردارند و میتوانند تجهیزات بهتری تهیه کنند و هنرآموزان با تجربهتری را جذب کنند. اما این بدان معنا نیست که همه هنرستانهای دولتی کیفیت پایینی دارند و همه هنرستانهای غیردولتی عالی هستند. بسیاری از هنرستانهای دولتی با وجود محدودیتها، تلاش میکنند آموزش با کیفیتی ارائه دهند و فارغالتحصیلان موفقی هم داشتهاند. با این حال، به نظر میرسد که در مجموع، هنرستانهای غیردولتی به دلیل انعطافپذیری بیشتر و امکان جذب منابع بیشتر، وضعیت بهتری دارند. البته باید به این نکته هم توجه داشت که هدف اصلی هر دو نوع هنرستان، تربیت نیروی ماهر و کارآمد برای جامعه است.»
عابدخراسانی:«در پایان این گفتگو، اگر بخواهید یک جمعبندی از وضعیت فعلی هنرستانهای ایران ارائه دهید و پیشنهاداتی برای بهبود آن مطرح کنید، چه میگویید؟»
مهدیزاده:«در یک نگاه کلی، وضعیت فعلی هنرستانهای ایران با چالشهای جدی روبرو است که نیازمند توجه و اقدام فوری است. فاصله عمیقی بین آموزشهای ارائه شده در هنرستانها و نیازهای بازار کار وجود دارد. کمبود هنرآموزان متخصص و باانگیزه، فضاهای آموزشی نامناسب، تجهیزات قدیمی و ناکافی، سرفصلهای آموزشی منسوخ و عدم انگیزه کافی در دانشآموزان از جمله مهمترین مشکلات هستند. برای بهبود این وضعیت، پیشنهاداتی دارم:
- ارتقای جایگاه و منزلت اجتماعی هنرستانها و رشتههای فنی و حرفهای از طریق فرهنگسازی و اطلاعرسانی مناسب.
- جذب و نگهداشت هنرآموزان متخصص و باانگیزه از طریق افزایش حقوق و مزایا و ارائه آموزشهای ضمن خدمت مناسب.
- تامین بودجه کافی برای تجهیز و نوسازی فضاهای آموزشی و کارگاههای هنرستانها.
- اصلاح و بهروزرسانی مستمر سرفصلهای آموزشی با همکاری متخصصان بازار کار و اساتید دانشگاه.
- برقراری ارتباط تنگاتنگ و نظاممند بین هنرستانها و صنایع و بنگاههای اقتصادی برای شناسایی نیازهای بازار کار و برگزاری دورههای کارآموزی موثر.
- توجه به مسائل تربیتی و ایجاد انگیزه و امید در دانشآموزان از طریق برنامههای مشاورهای و فرهنگی.
- توسعه رشتههای جدید و مورد نیاز بازار کار با توجه به تحولات فناوری و تغییر نیازهای جامعه.
- استفاده از ظرفیتهای بخش خصوصی و خیرین برای حمایت از هنرستانها.
- ایجاد یک نظام ارزیابی عملکرد جامع و شفاف برای هنرستانها بر اساس شاخصهای کیفی و کمی.
- بهرهگیری از تجربیات موفق کشورهای دیگر در زمینه آموزشهای فنی و حرفهای.
- تاسیس رشتههای میان رشتهای در حوزههای نظری و فنی دوایی برای نظام آموزشی فعلی.
به نظر من، با یک برنامهریزی جامع و همهجانبه و با مشارکت تمامی ذینفعان، میتوان وضعیت هنرستانهای ایران را بهبود بخشید و این نهاد آموزشی مهم را به جایگاه واقعی خود رساند تا بتواند نقش موثری در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور ایفا کند.»
عابدخراسانی:«بسیار سپاسگزارم جناب مهدیزاده. دیدگاههای بسیار ارزشمندی را مطرح کردید که قطعاً میتواند راهگشای بسیاری از مسائل باشد. امیدوارم با توجه به این نکات، شاهد تحولات مثبتی در حوزه هنرستانهای کشور باشیم.
مهدیزاده:«من هم امیدوارم برادر. این موضوع نیازمند یک عزم ملی و تلاش همگانی است و امیدوارم دغدغههای ما و شما به گوش مسئولان برسد و اقدامات عملی در این زمینه صورت گیرد.»
با این سخنان، گفتگوی صمیمانه و روشنگرانه محمدحسین عابدخراسانی و سیدجواد مهدیزاده به پایان رسید، در حالی که هر دو امیدوار بودند بذرهای کاشته شده در این گفتگو، به بار نشسته و ثمری برای آینده هنرستانهای ایران به همراه داشته باشد.
——————————–
[1] برگرفته شده از مصاحبه اختصاصی محمدحسین عابدخراسانی معاون اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی با سیدجواد مهدیزاده همبنیانگذار مرکز استعدادیابی تحصیلی شغلی فانوس – تهیه شده در اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی – پیاده سازی مصاحبه از علی شیرین صحرایی
دیدگاهتان را بنویسید