پرونده اسرائیل – قسمت بیست و پنجم
📚 سند تحلیل | تربیت معلم (۴)
🔻 پرونده اسرائیل – قسمت بیست و پنجم
✍️ به قلم: دکتر شهرام رامشت
➖ هیئت علمی اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
💠 متن کامل سند:
🔹 پرونده اسرائیل – قسمت بیست و پنجم
🔸 تربیت معلم (۴)
🔹 کالبد شکافی نظام آموزشی رژیم صهیونسیتی
در این بخش به دو راهکار شاخص وزارت آموزش و پرورش اسرائیل با الهام از تجربیات جهانی در حوزه تربیت معلم میپردازیم:
۱. برنامههای بازآموزی ویژه برای دانشگاهیان
این برنامهها، بهویژه در حوزههایی که با کمبود نیروی انسانی روبهرو هستند (از جمله انگلیسی، ریاضیات، علوم و فناوری)، به جذب دانشگاهیان تخصصی پرداخته و مسیر کوتاهمدت و فشردهای برای ورود آنان به حرفه معلمی ایجاد کردهاند. طرحهایی که از سال ۲۰۰۸ راهاندازی شد، به عنوان راهکاری برای «تزریق خون تازه» به نظام آموزشی تلقی شد. نرخ فارغالتحصیلی از این برنامهها حدود ۷۰ درصد گزارش شده است و حدود ۸۰ درصد از فارغالتحصیلان حداقل سه سال تدریس را ادامه دادهاند (در عمل، تنها ۵۶ درصد از کل داوطلبان اولیه آموزش، به عنوان معلم باقی میمانند). تحقیقات خارجی، درباره نیویورک، نشان داده است که معلمان بازآموزیشده در مقایسه با سایر معلمان جدید، اثربخشی مشابهی دارند و حتی در رشته ریاضیات از اثربخشی پایینتری برخوردارند.
۲. برنامه «ابتدا تدریس اسرائیل» (TFI)
این برنامه جایگزین، تا حد زیادی از «تدریس برای آمریکا» (TFA) الگو گرفته است؛ مدلی که دانشآموختگان دانشگاهها را جذب، آموزش، و در مدارس محروم به کار میگیرد. شرکتکنندگان متعهد میشوند حداقل دو سال در مدرسهای که تعیین میشود تدریس کنند. هدف برنامه، تأثیرگذاری مثبت بر کیفیت آموزش و برابری است؛ برخی فارغالتحصیلان در نظام آموزش باقی میمانند و برخی دیگر به حوزههای مدیریتی یا تخصصی آموزش میروند. مطابق یک نظرسنجی آنلاین، ۶۱/۳ درصد از فارغالتحصیلان TFA پس از سه سال حرفه معلمی را ترک میکنند، اگرچه با توجه به اینکه این معلمان اغلب در محیطهای دشوارتر فعالیت دارند، برنامه موفق ارزیابی شده است. مطالعات طولی نشان دادهاند که فارغالتحصیلان TFA در مدارس محروم و با زمینه اجتماعی-اقتصادی پایینتر، تأثیر مثبت قابل توجهی بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان داشتهاند؛ این تأثیر در آموزش علوم بارزتر بوده است.
اجرای الگوی مشابه در اسرائیل
برنامه معادل در اسرائیل (TFI) از سال ۲۰۱۱ و با هدف تربیت و جذب معلمان و مدیران باکیفیت برای فعالیت در مناطق حاشیهای کشور ایجاد شد. الگوی اجرا شده در اسرائیل نیز همچون مدل آمریکایی بر بهرهگیری از نیروهای دانشگاهی، رویکرد فشرده در آمادهسازی و تمرکز بر مناطق محروم اجتماعی-آموزشی تأکید دارد.
هر دو راهکار، بازتاب تلاش نظام آموزشی اسرائیل برای جذب نیروی کارآمد از مسیرهای جایگزین و انعطافپذیر در مواجهه با کمبود معلم، بهویژه در رشتههای راهبردی و مناطق کمتر برخوردار است. ارزیابیها، نتایجی ترکیبی ارائه میکنند؛ با اینکه بخشی از فارغالتحصیلان این برنامهها در حرفه معلمی ماندگار نیستند، جذب گروههای جدید با تحصیلات عالی و تخصصی، امکان ارتقا کیفیت آموزش در محیطهای چالشبرانگیز را فراهم آورده است.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ نکات فنی بسیاری در شیوه پیادهسازی این دو راهکار در کشورهای مختلف از جمله فلسطین اشغالی وجود دارد. اما فارغ از نگاههای فنی، رویکرد حاکم بر این راهکارها آنها را نسبت به راهکارهای انجام شده ایران متفاوت میکند. معلمان خوبِ تحصیلکرده در دانشکدههای تربیت معلم، میان مدارس برخوردار توزیعشده و برای مناطق کمتربرخوردار یا مناطقی که دارای شکاف اقتصادی-اجتماعی هستند، معلمان موقت از مسیرهای کمهزینهتر تأمین میشود. این معلمان که برای این مناطق به شکل دائمی جذب نمیشوند، خود موجب بازتولید شکاف اجتماعی در اسرائیل هستند.
💬 منبع: اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
#تحلیل
#پرونده_اسرائیل
#خطمشیگذاری
#تربیت
#دشمن_شناسی
درباره اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
فردا از مسیر تربیت امروز میگذرد.
نوشتههای بیشتر از اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
دیدگاهتان را بنویسید