پرونده اسرائیل – قسمت پانزدهم (نابرابریهای نرم در برنامه درسی)
📚 سند تحلیل | نابرابریهای نرم در برنامه درسی
🔻 پرونده اسرائیل – قسمت پانزدهم
✍️ به قلم: دکتر شهرام رامشت
➖ هیئت علمی اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
🔶 چکیده:
نظام آموزشی اسرائیل با نابرابریهای نرم در برنامه درسی مواجه است که شامل بازنمایی تقلیل یافته اقلیت ها، کلیشه های جنسیتی و قومی، و عدم پرورش تسامح است. پژوهشها نشان میدهند که اقلیت ها، مانند یهودیان آسیایی-آفریقایی، در کتابهای درسی کم و با روایتهای محدود بازنمایی می شوند. کلیشه های جنسیتی نیز در ۹۶ کتابهای درسی دیده می شود. این ساختارها نگرش دانش آموزان را تحت تأثیر قرار داده و موجب طرد گروه های دیگر می شود، به ویژه میان یهودیان و عرب ها. با این حال، نظام آموزشی با تمرکز بر کاهش طرد میتواند نگرشهای تبعیض آمیز را اصلاح کند.
💠 متن کامل سند:
🔹 پرونده اسرائیل – قسمت پانزدهم
🔸 نابرابریهای نرم در برنامه درسی
🔹 کالبد شکافی نظام آموزشی رژیم صهیونیستی
🔻 نابرابری نظام آموزشی، تنها در سطوح ورودی، خروجی و ساختار برنامهدرسی متوقف نمیشود؛ بلکه ابعاد «نرم» دیگری نیز دارد که کمتر مورد توجه خطمشیگذاران قرار میگیرند. این ابعاد، ناظر بر بازنمایی گروههای محروم در برنامهدرسی رسمی، انتقال کلیشههای جنسیتی و قومی، و میزان پرورش مفهوم تحمل و پذیرش تفاوتها*توسط نظام آموزشی هستند.
🔸 کتابهای تاریخ قوم یهود در اسرائیل ، تصویر گویایی از این بازنمایی نابرابریها ارائه داده است. پژوهشها نشان میدهد، در سه کتاب درسی رایج دهه ۱۹۹۰، تنها بین ۲ تا ۸ درصد صفحات به یهودیان با ریشه آسیایی و آفریقایی اختصاص یافته، حال آنکه این گروهها بخش مهمی از جمعیت واقعی این رژیم را تشکیل میدهند. جالب اینجاست که نه تنها کمیت بازنمایی اقلیتها، بلکه کیفیت آن یعنی چگونگی و با چه روایتهایی نیز محل سؤال است.
🔹 ابعاد کیفی این امر در کلیشهسازی جنسیتی آشکارتر میشود. بررسی ۱۳۰ کتاب درسی و کتابکار در اسرائیل نشان میدهد که ۹۶ درصد آنها واجد کلیشههای معنادار جنسیتی هستند؛ نقش مردان و زنان در زندگی اجتماعی و خانوادگی به گونهای بازنمایی شده که مشاغل و وظایف منزل بهسادگی میان مردان و زنان تقسیم و بازتولید کلیشهای میشود.
💠 اثر این ساختارهای بازنمایی کلیشهای، در نگرش و رفتار دانشآموزان نمود عملی مییابد. مطالعهای بر روی ۲۰۶۶ دانشآموز ۸ تا ۱۸ ساله از سه جریان اصلی یهودی-سکولار دولتی، عربی دولتی، و حریدیها، به بررسی تمایل آنان نسبت به ارتباط با «دیگری» اجتماعی در محیط مدرسه و بازی پرداخته است. یافتهها حاکی از آن است که نیمی از دانشآموزان یهودی و عرب سکولار اظهار کردند که علاقهای به هیچ رابطهای با گروه دیگر ندارند، خواه در کلاس، خواه در بازی یا وقتگذرانی خارج از مدرسه. با این حال، درصد تمایل به طرد در بخش عربی با افزایش سن کاهش مییابد، ولی در میان یهودیان سکولار ثابت میماند؛ نکتهای که به شکاف و پایداری تصورات قالبی دلالت دارد.
🔅 با این وجود، مطالعه مذکور بارقهای از امید نیز نشان میدهد؛ هر جا #نظام_آموزشی «کاهش طرد» را مستقیماً هدفگذاری کرده، پیشرفت مشاهده شده است. بهعنوان مثال، گرایش به حذف دانشآموزان یهودی اتیوپیایی و کودکان معلول در میان دانشآموزان یهودی سکولار، با افزایش سن و تجربه بیشتری از فرایند آموزشی، کاهش مییابد. چنین شواهدی نشان میدهد که تعلیم و تربیت، اگر بر ارتقای تسامح و پذیرفتن تنوع متمرکز شود، میتواند اصلاحگر نگرشهای تبعیضآمیز نسل آینده باشد.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ بررسی ابعاد نرم نابرابری آموزشی در اسرائیل نشان میدهد که نهاد آموزش، فراتر از مسائل سخت نظیر دسترسی، بودجه و خروجیهای کمی، نقشی اساسی در شکلدهی ادراکات، بازتولید هویتهای اجتماعی و مرزبندی فرهنگی دارد. برنامهدرسی رسمی و غیررسمی، با بازنمایی تقلیلیافته و کلیشهای گروههای غیرهژمونیک، عملاً هویتشان را به حاشیه میراند و آنها را در ذهن نسل جدید به صورتهای تقلیل یافته تثبیت میکند.
✴️ مطالعات میدانی از نگرش دانشآموزان نیز تلویحاً نشان میدهد که #نظام_آموزشی نه تنها در رفع مرزهای هویتی و کاستن از ترس و طرد دیگری ناکام بوده، که نوعی مقاومت ساختاری و ثبات نگرشی در روابط میانبخشی به وجود آورده است؛ به نحوی که نیمی از دانشآموزان یهودی و عرب علیرغم همزیستی در یک فضای ملی، تمایلی به تعامل با یکدیگر ندارند و این وضعیت با افزایش سن در میان یهودیان سکولار تغییر خاصی نمیکند.
⭕ در مجموع، تجربه اسرائیل نشان میدهد که نابرابریهای نرم در بازنمایی گروههای اجتماعی و پایداری کلیشههای جنسیتی و قومی نه تنها در دادهها قابل مشاهده است، که در میدان روانی و اجتماعی کودکان و نوجوانان نیز آثار عمیق و طولانیمدت دارد. بنابراین، اصلاح چنین وضعیتی نیازمند بازنگری بنیادین در برنامهدرسی و خطمشیگذاری آموزشی با تأکید بر عدالت آموزشی است؛ عدالتی که نه فقط بر توزیع منابع، بلکه بر بازتعریف هویت و جایگاه «دیگری» در متن زندگی و مدرسه نیز صحه گذارد.
دیدگاهتان را بنویسید