پرونده اسرائیل – قسمت پنجم (مهاجران و نابرابری های قومی در نظام آموزش)
📚 سند تحلیل | مهاجران و نابرابری های قومی در نظام آموزش
🔻 پرونده اسرائیل – قسمت پنجم
✍️ به قلم: دکتر شهرام رامشت
➖ هیئت علمی اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
🔶 چکیده:
در سال های نخست تأسیس اسرائیل، جمعیت یهودیان عمدتاً اروپایی و همگن بود، اما با موج های مهاجرت آسیایی-آفریقایی تقسیم دانشآموزان به تقسیم قومی در نظام آموزشی انجامید. مهاجران جدید در مناطق خاص ساکن و در مدارس ابتدایی در کلاس های جداگانه تحصیل میکردند. دسترسی آموزش اولیه برای مهاجران آسیایی_آفریقایی کمتر از اروپایی ها بود و مسیر تحصیلی فنی-حرفه ایی به طور عمده به آنان اختصاص یافت. اصلاحات آموزشی در دهه ۱۹۶۰ برای ادغام گروه ها کند پیش رفت و مقاومت های محلی مانع تحقق کامل آن شد و به تثبیت شکاف های قومی-اجتماعی انجامید.
💠 متن کامل سند:
✳️ در اولین سالهای تأسیس #دولت_اسرائیل، ترکیب جمعیتی یهودیان عمدتاً همگن بود و حدود ۸۰ درصد آنان ریشه اروپایی داشتند. اما به مرور زمان و با موجهای متوالی مهاجرتهای جمعی، سیمای جمعیتی کشور تغییر کرد و ساختار آموزش نیز بازتابی از این دگرگونی شد. به تدریج، تقسیم دانشآموزان میان جریانهای مختلف آموزشی به نوعی تقسیم قومی تبدیل شد.
🔸 مهاجران آسیایی-آفریقایی که وارد #اسرائیل میشدند، عمدتاً به سکونتگاههای اشتراکی، شهرهای کوچک اطراف یا مناطق حاشیهای شهرها هدایت میشدند. هرچند این #مهاجران در مدارس ابتدایی با دانشآموزان بومی همزمان تحصیل میکردند، اما کلاسهای جداگانهای برایشان در نظر گرفته میشد. این ترتیب، بازتابی از تفاوتهای آموزشی اولیه میان گروههای مهاجر بود.
🔹 بررسیهای انجام شده در اوایل دهه ۱۹۵۰ نشان میدهد که درصد بالایی از مردان و بهویژه زنان مهاجر آسیایی-آفریقایی به مدرسه ابتدایی دسترسی نیافته بودند، در حالی که مهاجران اروپایی از وضعیت به مراتب بهتری برخوردار بودند. همین تفاوتها سبب شد که در ابتدای دهه ۱۹۵۰، بخش عمدهای از فرزندان مهاجران ـ که بیشترشان آسیایی-آفریقایی بودند ـ جدا از کودکان متولد #اسرائیل یا خانوادههای اروپایی آموزش ببینند.
🔸 در این دوره، با گسترش دسترسی به #آموزش_ابتدایی ، وزارت آموزش و پرورش نوعی آزمون نظرسنجی را برای نوجوانان دوازده تا سیزده ساله برگزار کرد تا مشخص شود آیا آنان برای ادامه تحصیل در مسیر آموزش #متوسطه_عمومی یا آموزش #فنیـحرفهای مناسب هستند؛ آموزشی که مهارتهای لازم برای بازار کار را ارائه میداد. نتایج این روند در اواخر دهه ۱۹۶۰ آشکار شد: در میان دانشآموزانی که رشته عمومی را برگزیدند و در کنکور شرکت کردند، نسبت افراد با ریشه اروپایی ملموستر از آسیایی-آفریقایی بود، درحالیکه در بین دانشآموزان مسیر فنیـحرفهای ـ که کمتر در کنکور شرکت میکردند ـ برعکس، سهم دانشآموزان آسیایی-آفریقایی بالاتر بود.
🔹 در سال ۱۹۶۸، #دولت_اسرائیل تصمیم به اصلاحات ادغام و بازسازی ساختار آموزش گرفت. ساختار دوبخشی پیشین ـ محدود به دوره ابتدایی و دبیرستان ـ جای خود را به ساختاری سهمرحلهای (ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان) داد و هدف اصلی آن ادغام دانشآموزان آسیایی-آفریقایی و اروپایی در مدارس دبیرستانی بود. این اصلاحات، اما کند پیش رفت، زیرا با مقاومت و فشارهای محلی، به ویژه از سوی جمعیت مهاجران قدیمی اروپایی، روبهرو شد. به همین دلیل، حتی پس از گذشت ۲۴ سال از آغاز این اصلاحات، یعنی در سال ۱۹۹۲، تنها ۵۹ درصد دانشآموزان کشور تحت پوشش نظام آموزشی سهمرحلهای قرار گرفتند.
🔸 این تفاوتهای اولیه در سطوح تحصیل، همراه با تمایلات غیررسمی و سیاستهای رسمی برخی گروههای بومی یا ساکنان قدیمیتر اروپایی، به جدایی نسبی آنها از مهاجران جدید آسیایی-آفریقایی بر اساس تفاوتها و پیشداوریهای فرهنگی دامن زد. در نتیجه، #جامعه_یهودی_اسرائیل به سوی ساختار اجتماعی-اقتصادی طبقهبندی شده بر اساس خطوط قومی حرکت کرد و این وضعیت تا سالها تداوم یافت.
〰️〰️
✒️ #تبعیض به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ #یهودی_صهیونی نه تنها نابرابری قوم یهود در برابر سایر اقوام را شامل میشود، بلکه در میان تیرههای مختلف قوم یهودنیز نمود دارد. #تبعیض_نژادی در میان مهاجران به #سرزمینهای_اشغالی یکی از معضلات جامعه چند فرهنگی اسرائیل است که از زمان مهاجرتهای گسترده بهخصوص از نقاطی بجز اروپا، چالشهایی را در نظام آموزشی ایجاد کرده است. برخی از مهاجرین، از جمله آسیایی-آفریقاییها، در مقابل مهاجران اروپایی، شهروند درجه دو به حساب میآیند و محل سکونت آنها و مکان آموزش آنها عمدتاً جدا از اروپاییان بوده است. استفاده از آزمونهای تعیین مسیر آینده تحصیلی برای نوجوانان، خود به ابزاری برای تداوم و تعمیقِ جداییهای قومی-اجتماعی و #بازتولید_طبقات بدل شد. درصد بالای دانشآموزان آسیایی-آفریقایی در شاخههای فنی-حرفهای، و حضور غالب دانشآموزان اروپاییالاصل در رشتههای عمومی و دانشگاهی، نشاندهنده استمرار این شکاف بود. هرچند هدف اصلاحات آموزشی رژیم، ادغام گروهها و ارتقای عدالت آموزشی بود، اما فشارهای اجتماعی و مخالفتهای گروههای صاحب نفوذ، بهویژه اروپاییها، موجب کندی فرآیند اصلاحات و تداوم ساختار طبقهبندی شده شد. همه این عوامل باعث شکلگیری و تثبیت ساختاری طبقاتی و طبقهبندیشده در جامعه #اسرائیل بر اساس خطوط قومی شد که نه تنها در آموزش بلکه در عرصههای اجتماعی و اقتصادی کشور نیز تأثیر ماندگاری گذاشته است.
دیدگاهتان را بنویسید