جستجو برای:
  • خانه
  • اسناد
  • اخبار
  • اعضا
  • همکاری با ما
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • ورود | عضویت
ورود
[suncode_otp_login_form]
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
عضویت
[suncode_otp_registration_form]

برای آگاهی از قوانین سایت و چگونگی حفاظت از اطلاعات شما، سیاست حفظ حریم خصوصی را مطالعه کنید.

  • 09905444316
  • www.icett.ir@gmail.com
اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
  • خانه
  • اسناد
  • اخبار
  • اعضا
  • همکاری با ما
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • ورود | عضویت
با ما همراه شوید.
0

وبلاگ

اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی > مجله خالی > سند دیدگاه > معلم و ماشین؛ پاسداری از معنابخشی در عصر هوش مصنوعی

معلم و ماشین؛ پاسداری از معنابخشی در عصر هوش مصنوعی

18 اسفند 1403
ارسال شده توسط محمدحسین خاکباز یگانه
سند دیدگاه، اسناد پژوهشی
معلم

📚 سند دیدگاه | معلم و ماشین؛ پاسداری از معنابخشی در عصر هوش مصنوعی

📝 به قلم: محمدحسین خاکباز یگانه
➖ پژوهشگر اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی

🔷 چکیده

🔹 معلم و ماشین؛ پاسداری از معنابخشی در عصر هوش مصنوعی

در عصر هوش مصنوعی، معلمی دیگر تنها انتقال دانش نیست! این یادداشت، سفری است به دل بحرانی که فناوری به میان آورده؛ بحرانی که شاید فرصتی باشد برای تولد دوباره‌ی معلمی به عنوان خالق معنا. در این نوشته، نویسنده با بررسی تجربه‌های جهانی و تحلیل‌های فلسفی و اجتماعی، به پرسش بنیادین «نقش معلم در عصر ماشین چیست؟» می‌پردازد.

💠 📖 در ادامه می‌توانید متن کامل سند را مطالعه کنید:

🔶 معلم و ماشین: پاسداری از معنابخشی در عصر هوش مصنوعی

وقتی خانم معلم ادبیات دبیرستانی در تهران، مثل روال سابق، از چت جی پی تی خواست تا تحلیل شعر «نیما یوشیج» را بنویسد، با متنی روبه‌رو شد که به قدری دقیق و جامع بود که ناگهان نفسش را در سینه حبس کرد. نه از ترسِ جایگزینی، که از سوالی عمیق‌تر: «اصلا نقش من چیست؟». این پرسش به غایت مقدس، قلبِ بحران معنا در حرفه‌ی معلمی است؛ بحرانی که هوش مصنوعی نه ایجاد کرده، بلکه آن را به سطح آورده است.

جیمز بدفورد در مقاله خود با عنوان «وقفه ۳۰ روزه در استفاده از هوش مصنوعی چه چیزهایی پیرامون تدریس و آموزش به من آموخت؟» با ادبیاتی جالب این بحران را تعریف می‌کند: «در قطاری شلوغ، در راه بازگشت به خانه پس از یک روز طولانی تدریس، مسافری را دیدم که با اضطراب در تلاش بود یکی از ایرپادهایش را که بین صندلی‌ها افتاده بود، پیدا کند. واکنش غریزی من؟ پرسیدن راه‌حل از چت جی پی تی! این واکنش ناگهانی خودم را شگفت‌زده کرد. چرا اصلاً به چت جی پی تی فکر کردم؟ چطور ممکن بود در چنین موقعیتی بتواند کمکی کند؟ و مهم‌تر از همه، آیا باید نگران این وضعیت و حالت خودم باشم؟ همین لحظه‌ی کوتاه، جرقه‌ی طرحی را زد که بعدها به «دسامبر بدون هوش مصنوعی» تبدیل شد—یک چالش یک‌ماهه برای کنار گذاشتن ابزارهای هوش مصنوعی مولد در تدریس.»

شاید معلمان ما هم به زودی با افزایش بی‌رویه مصرف هوش مصنوعی، به طرح‌هایی مثل «بهمن‌ها یا دی‌های بدون هوش مصنوعی» نیاز داشته باشند، اما پیش از آن باید فهمید که اصلا هنوز خودشان را در پازل مدرسه، شریک و سهیم می‌دانند یا نه؟ ذهنیت معلم از خودش در عصری که او و جایگاهش را هدف سقوط قرار داده، بسیار مهم است.

🔹 زمینه‌ی بحران: معلمی در میانه‌ی طوفان

معلمی هرگز شغلی نبوده که صرفاً به انتقال محتوای درسی محدود شود. حتی اگر تمام فلک و طبیعت دست به دست هم دهند تا معلم صرفاً واسط و ناقل اطلاعاتی باشد، باز هم چه بخواهیم و چه نخواهیم، معلم، مبدلِ مفاهیم خشک کتاب‌ها به تجربه‌های زنده، الهام‌بخشِ کشفِ خودِ دانش‌آموز، و گاه، تنها تکیه‌گاهِ عاطفی نسل‌هایی است که در هیاهوی جهان گم می‌شوند. اما امروز، این نقش تاریخی زیر سایه‌ی دو نیروی عظیم کمی رنگ باخته است: از یک‌سو، جامعه‌ی فرسوده از فشارهای اقتصادی که معلم را به «کارمند آموزش و پرورش» تقلیل می‌دهد، و از سوی دیگر، ظهور هوش مصنوعی که حتی در خلاقانه‌ترین حوزه‌ها—از نگارش شعر تا حل مسائل پیچیده—پیشروی می‌کند.

این بحران، ریشه در یک پارادوکس دارد: هرچه فناوری آموزش را «کارآمدتر» می‌کند، گویی گوهرِ انسانی معلمی کمرنگ‌تر می‌شود. گویی آموزش در عصر هوش مصنوعی به چیزی جز افزایش بهره‌وری و بازدهی برای جوامع تولید توجه ندارد و چه چیزی بهتر از هوش مصنوعی می‌تواند در کوتاه‌مدت این بازدهی پوک و توخالی را به آن هدیه دهد؟ هیچی!

سیستم‌های هوشمندِ تطبیقی مانند Khanmigo حالا می‌توانند با تشخیص نقاط ضعف دانش‌آموز، برنامه‌ی درسی شخصی‌سازی شده طراحی کنند. ربات‌های چت، بدون خستگی به سوالات پاسخ می‌دهند، و الگوریتم‌ها برگه‌ها را سریع‌تر از هر نیروی انسانی که می‌توانید تصور کنید تصحیح می‌کنند. اما آیا این «کارایی»، همان «معنابخشی» است که معلم را معلم می‌کند؟

🔹 هوش مصنوعی: رقیب، یا همدلی که فریاد می‌شنود؟

واکنش اولیه به فناوری، اغلب ترس از نابودی است. بسیاری، معلمان را لادایت‌های دوران مدرن می‌دانند که قرار است به جای درگیری با ماشین‌ها در کارخانه‌های نساجی، این‌بار در مدارس به نبرد با اربابان صفر و یکی بروند. شکلی از فناوری‌هراسی که سعی دارد صورت مسئله را پاک کند. اینکه فناوری را یک اسب تروا بدانیم (ظاهر بی‌اشکال، درون پر از بحران) اما بازهم اجازه دهیم تا با سرعت از دروازه شهر عبور کند، مشکلی را حل نمی‌کند…

البته خانم سوزان لین در کتاب «کودکان را چه کسی پرورش می‌دهد؟» تحلیل جالبی از جنبش لادایت‌ها ارائه می‌دهد که در جای خود به بحث ما مربوط می‌شود. او معتقد است که جنبش لادایت‌ها نه از سر نبرد و مخالفت با ماشین‌ها، بلکه برای اعتراض به نظام نادرست اقتصادی و شغلی است که معنای کارگر بودن و کارکردن را به یکباره از نیروی انسانی دزدیده بود.

لادایت‌ها با ماشین‌ها مشکلی نداشتند، آنها به بی‌توجهی اربابان صنایع به نیروی انسانی اعتراض داشتند و برای نشان دادن این اعتراض راهی جز نابود کردن ماشین‌ها نمی‌دیدند. آنها اعتراض داشتند که چرا با آمدن ماشین‌ها، فکری به حال مسیر جایگزین درآمدی و شغلی برای ما نشده است و این یک اعتراض طبیعی و انسانی بود. اعتراضی که می‌خواست معنای دزدیده شده‌اش را پس بگیرد.

شاید هوش مصنوعی در آموزش، نه یک جایگزین، که آینه‌ای باشد که به معلم یادآوری می‌کند چه چیزی او را بی‌همتا می‌سازد. پیدا کردن مسیری برای بی‌همتا بودن برای معلمان از نان شب هم واجب‌تر است، چرا که هوش مصنوعی دزد هویت و معناست… دزدی که خیلی زود می‌خواهد چیزهایی که شما با آنها خود را به عنوان معلم تعریف می‌کنید، از شما بدزدد و خب بعد از آن راهی جز لادایت شدن ندارید!

در حال حاضر، هوش مصنوعی می‌تواند ساعت‌های بی‌پایانِ تصحیح برگه‌ها، طراحی آزمون، یا حتی ارائه‌ی محتوای پایه را از دوش معلم بردارد، اما نمی‌تواند جای آن لحظه‌ای را بگیرد که معلمی، اشکِ دانش‌آموزی را می‌بیند که از ترکِ خانواده یا آرزوهای از دست‌رفته‌اش می‌گوید، یا جرقه‌ی کشف یک ایده‌ی جدید را در چشمانش می‌خواند. اینها هنوز هم می‌توانند نمادی از بی‌همتا بودن یک معلم انسانی باشند. اینجاست که معلم از «انتقال‌دهنده‌ی دانش» – که اتفاقاً ماشین بسیار بهتر کار می‌کند – به مظهر اسمای الهی و خالقِ معنا و هویت ارتقا می‌یابد.

پروفسور «مارتا نوسبام»، فیلسوف، هشدار می‌دهد: «اگر آموزش را به بهینه‌سازی اطلاعات تقلیل دهیم، نسل‌هایی پرورش می‌دهیم که می‌دانند چگونه بیندیشند، اما نمی‌دانند چگونه احساس کنند.» این همان خطری است که هوش مصنوعی—در صورت عدم بازتعریف نقش معلم—تشدید می‌کند.

🔹 بازتعریف میدان نبرد: از اطلاعات به انسانیت

مسئله این نیست که «آیا هوش مصنوعی می‌تواند معلم شود؟»، بلکه این است: «معلمی چگونه می‌خواهد انسانیت را در عصر ماشین تعریف کند؟»

برخی مدارس پیشرو از معلمان می‌خواهند ساعت‌های حضور در کلاس را کاهش دهند و به جای آن، بر طراحی تجربه‌های یادگیریِ مبتنی بر همدلی، پروژه‌های اجتماعی، و گفت‌وگوهای فلسفی تمرکز کنند. اینجا، هوش مصنوعی همچون دستیاری عمل می‌کند که فضایی تنفسی برای معلم می‌سازد تا از زیر بار وظایف مکانیکی رها شود و به عمقِ رسالتش بازگردد: پرورش انسان‌هایی که نه فقط مولد، که متفکر، نقاد، و آشنا با زخم‌ها و رویاهای بشریت‌اند.

اما این تحول، نیازمند جسارت است. جسارتِ نظام‌های آموزشی برای بازنگری در تعریفِ «مهارت‌های معلمی»، جسارتِ معلمان برای رها کردنِ عادت‌های دیرینه، و جسارتِ جامعه برای ارزش‌گذاری دوباره بر «غیرملموس‌هایی» مثل ارتباط انسانی.

🔹 پایانِ بحران؟ یا آغاز یک اتحاد استراتژیک

من منکر بحران بالقوه‌ای که اکنون به سطحی از ظهور و بروز هم رسیده نیستم. بحرانی که ساده‌ترین اسم آن معنازدایی از عناصر سنتی آموزش است. عناصری که اصلی‌ترین آنها معلم است. شاید پیش از تکینگی و وقوع سینگولاریتی فناوری، با فروپاشی نظام آموزشی به عنوان انسانی‌ترین نهاد اجتماعی، خودمان به دست خودمان داشته‌های هویتی‌مان را نابود کرده و اجازه دهیم که اربابانی از جنس صفر و یک داشته باشیم، ولی اجازه دهید که هر چند فقط در مقام انتزاع و خیال‌پردازی، آینده بهتری را تصور نماییم.

در تصور من، که شاید خوش‌خیالی به نظر برسد، آینده‌ی آموزش، نه به حذف معلم، که به ظهور «معلمِ آگاه به فناوری» گره خورده است؛ انسانی که از هوش مصنوعی نه به عنوان رقیب، که به مثابه ابزاری برای تعمیقِ تأثیرش استفاده می‌کند. تصور کنید معلمی که با کمک الگوریتم‌ها، وضعیت روانی دانش‌آموزان را رصد می‌کند تا مداخلات به موقع انجام دهد، یا از داده‌ها برای شناسایی استعدادهای پنهان استفاده می‌کند. این معلم به سطحی از آگاهی فناوری نیاز دارد که اکنون به ندرت دیده می‌شود.

نگه داشتن معلمان در سطح فروکاسته ای از مصرف زدگی در فضای بی کران دیجتیال که اکنون رایج شده است، تاثیری بر آینده حرفه ای آنها نخواهد داشت. اینکه معلمان ما بتوانند با هوش مصنوعی مولد ویدئو بسازند، عکس های فانتزی و ماورائی تولید کنند یا صدای خود را تغییر دهند، ماهیت برهم زننده هوش مصنوعی را که قرار است از درون حرفه معلمی سنت گرا را دچار انهدام معنایی کند، ندارد.
معلمان ما نیاز به تعریف هویت خودشان در نسبت با فناوری دارند و این شاید پیش نیاز و شرط اصلی خیلی از مهارت هایی باشد که اکنون به صورت هرز و متکثر درگیر آموزش و یادگیری اش هستند.
بحران معنا، همیشه پیشدرآمدِ تولدی نو بوده است. شاید امروز، معلمی در حال پوست اندازی است: از قالبِ سنتیِ خود خارج میشود تا در نقشِ راهنمایی ظاهر شود که نه تنها دانش، بلکه شجاعتِ اندیشیدن، حس تعلق، و امید به فردا را می آموزد. در این نبرد، هوش مصنوعی اگرچه سوال هایی تلخ و حتی بی پاسخ را برای معلمان به جای میگذارد، اما شاید ناخواسته، معلم را به مهمترین درس تاریخ سوق میدهد: درسِ انسان بودن و تلاش برای یافتن جایگاهی که حتی قوی ترین صفر و یک ها هم توان تسخیرش را ندارند.

قبلی کشتی تربیت اسلامی در دریای دیجیتال
بعدی هیأت، مبلغ الگوهای راستین تربیتی برای نسل جدید

پست های مرتبط

نوجوان

6 بهمن 1404

نوجوان؛ پیشرانِ تحولات آخرالزمانی «مهندسی معکوسِ» نقشه دشمن

اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
ادامه مطلب
هوش مصنوعی

16 آبان 1404

دانشجویان من هم از هوش مصنوعی استفاده میکنند! خب که چه؟

محمدحسین خاکباز یگانه
ادامه مطلب
تربیت معلم (۲)

3 آبان 1404

پرونده اسرائیل – قسمت بیست و سوم (تربیت معلم (۲))

شهرام رامشت
ادامه مطلب
عصر هوش مصنوعی

30 مهر 1404

آیا در عصر هوش مصنوعی، آموزش صرفاً یک توهم است؟

محمدحسین خاکباز یگانه
ادامه مطلب
تربیت معلم (۱)

29 مهر 1404

پرونده اسرائیل – قسمت بیست و دوم (تربیت معلم (۱))

شهرام رامشت
ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • اسناد پژوهشی
  • بازدید
  • برش کتاب
  • بسته محتوایی
  • پرونده اسرائیل
  • حلقه پژوهشی
  • حلقه مطالعاتی-آموزشی
  • خبر
  • دوره
  • رونمایی
  • رویداد
  • سند تبیین
  • سند تحلیل
  • سند دیدگاه
  • سند روایت
  • سند مکمل
  • طرح مطالعاتی
  • فراخوان
  • گردهمایی
  • گزارش
  • گزارش تحلیلی
  • گزارش خبری
  • مقاله
  • مناسبت
  • نشست
  • هم اندیشی
  • همایش
  • ویدئو
  • ویژه‌نامه
  • یادداشت
لوگوی اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی

اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی، نهادی حساس و فعال در مواجهه با تحولات تربیتی در سطح ملی، جهان اسلام و عرصه جهانی است؛ در خدمت آرمان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام برای پرورش نظریه و ارتقای حکمرانی تربیتی در تراز انقلاب اسلامی

 09905444316

 www.icett.ir@gmail.com

ایران، تهران، بزرگراه شهید چمران، پل مدیریت، دانشگاه امام صادق علیه السلام

دسترسی سریع

  • خانه
  • اسناد
  • اخبار
  • آموزش
  • انتشارات
  • خانه
  • اسناد
  • اخبار
  • آموزش
  • انتشارات

کاوش

  • اعضا
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • همکاری با ما
  • اعضا
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • همکاری با ما

پیوند‌ها

  • دانشگاه امام صادق (علیه السلام)
  • وزارت علوم، تحقیقات، فناوری
  • جامعه اندیشکده‌ها
  • خانه اندیشه‌ورزان
  • بنیاد ملی نخبگان
  • دانشگاه امام صادق (علیه السلام)
  • وزارت علوم، تحقیقات، فناوری
  • جامعه اندیشکده‌ها
  • خانه اندیشه‌ورزان
  • بنیاد ملی نخبگان

راه‌های ارتباطی

  • پیامرسان بله
  • آپارات
  • ویراستی
  • لینکدین
  • اینستاگرام
  • فارس تعاملی
  • پیامرسان بله
  • آپارات
  • ویراستی
  • لینکدین
  • اینستاگرام
  • فارس تعاملی
طراحی شده در قرارگاه رسانه‌ای اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی

طراحی وب

  • 4 دوره

طراحی

  • 3 دوره

فن بیان

  • 3 دوره

عکاسی

  • 3 دوره

بورس

  • 3 دوره

کتاب

  • 6 محصول

اسناد پژوهشی

  • 64 نوشته

بازدید

  • 2 نوشته

برش کتاب

  • 9 نوشته

بسته محتوایی

  • 1 نوشته

پرونده اسرائیل

  • 22 نوشته
برای مشاهده خریدهای خود باید وارد حساب کاربری خود شوید
Rtlicons-social-bale