شمشیر دولبه: بازیهای دیجیتال در مساجد و پایگاههای فرهنگی؛ فرصت جذب یا آفت تربیت؟
🕋 سند دیدگاه | شمشیر دولبه: بازیهای دیجیتال در مساجد و پایگاههای فرهنگی؛ فرصت جذب یا آفت تربیت؟
✍🏻 محمدجواد قاسمیاننیک
🔹 پژوهشگر اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
📝 یادداشت سوم از مجموعه یادداشتها با موضوع: «تحلیل نقش نهادهای تربیتی اسلامی در آمادهسازی نسل آینده برای مواجهه با چالشها و تهدیدات فرهنگی-اجتماعی»
🌅 مقدمه
در عصری که فناوریهای دیجیتال و سرگرمیهای مجازی به جزئی جداییناپذیر از زندگی نوجوانان و جوانان تبدیل شدهاند، نهادهای فرهنگی و مذهبی مانند مساجد، پایگاههای بسیج و کانونهای فرهنگی با چالشی نوین روبرو هستند:
چگونه میتوان ضمن ایجاد جذابیت برای نسل جدید، همچنان اهداف اصیل تربیتی و معنوی این نهادها را حفظ کرد؟
یکی از راهکارهای رایج در سالهای اخیر، تجهیز این مراکز به کنسولهای بازی است. موافقان میگویند این ابزار، قلابی برای جذب مخاطب به محیطهای سالم و ارزشی است؛ اما آیا این راهکار در عمل، بیش از آنکه فرصتی باشد، به تهدیدی برای هویت تربیتی این نهادها تبدیل نمیشود؟
✨ برای مطالعهی کامل این سند، متن زیر را دنبال کنید 👇
باسمه تعالی
مجموعه یادداشتها با موضوع “تحلیل نقش نهادهای تربیتی اسلامی در آمادهسازی نسل آینده برای مواجهه با چالشها و تهدیدات فرهنگی اجتماعی”
محمدجواد قاسمیان نیک (دانشجوی دکتری آینده پژوهی دانشگاه امام صادق علیهالسلام)
یادداشت سوم: شمشیر دولبه: بازیهای دیجیتال در مساجد و پایگاههای فرهنگی؛ فرصت جذب یا آفت تربیت؟
مقدمه
در عصری که فناوریهای دیجیتال و سرگرمیهای مجازی به جزئی جداییناپذیر از زندگی نوجوانان و جوانان تبدیل شدهاند، نهادهای فرهنگی، مذهبی و انقلابی مانند مساجد، پایگاههای بسیج و کانونهای فرهنگی با چالشی جدید روبرو هستند: چگونه میتوان جذابیت لازم برای حضور نسل نو را در این فضاها ایجاد کرد و همزمان اهداف اصیل تربیتی و معنوی خود را دنبال نمود؟ یکی از راهکارهایی که در سالهای اخیر به صورت فزایندهای مورد توجه قرار گرفته، تجهیز این مراکز به کنسولهای بازی و فراهم آوردن امکان انجام بازیهای دیجیتال برای مخاطبان نوجوان است. استدلال اصلی حامیان این رویکرد، ایجاد یک “قلاب” جذاب برای کشاندن نوجوانان به محیط سالم و ارزشی مسجد یا پایگاه و سپس ارائه برنامههای تربیتی دیگر است. اما آیا این شمشیر دولبه، بیش از آنکه فرصتی برای جذب باشد، آفتی برای هویت و کارکرد تربیتی این نهادها نیست؟ این مقاله به بررسی مزایا و به ویژه معایب این رویکرد با تمرکز بر تأثیر آن بر تربیت نوجوانان مسجدی و بسیجی میپردازد.
مزیت انکارناپذیر: جاذبه حضور در محیط سالم
نمیتوان انکار کرد که بازیهای دیجیتال از محبوبترین سرگرمیهای نوجوانان امروزی هستند. بسیاری از آنها ساعتها وقت خود را در گیمنتها، خانهها یا به صورت آنلاین صرف این بازیها میکنند. از این منظر، ایجاد فضایی کنترلشده و سالم در مسجد یا پایگاه بسیج برای انجام همین سرگرمی، میتواند یک مزیت رقابتی ایجاد کند. نوجوانانی که شاید به طور معمول تمایلی به حضور در این فضاها نداشته باشند، ممکن است به واسطه وجود کنسول بازی، قدم به این محیط بگذارند.
این حضور اولیه، فرصتی طلایی برای دستاندرکاران فرهنگی و تربیتی فراهم میکند تا با این نوجوانان ارتباط برقرار کرده، آنها را با سایر فعالیتهای جذاب و مفید مرکز آشنا کنند و به تدریج در فرآیند تربیتی مورد نظر درگیر سازند. حضور در یک محیط “سالم” و تحت نظارت، به خودی خود بهتر از رها بودن نوجوان در فضاهای کنترلنشده یا نامناسب است. این امکان وجود دارد که نوجوان در کنار بازی، با مفاهیم دینی، اخلاقی و انقلابی در تعاملات چهره به چهره با مربیان و دوستان همسن و سال در محیط مسجد یا پایگاه آشنا شود. این تنها مزیت قابل توجه و نقطه قوت اصلی این طرح است که البته تحقق آن نیز مشروط به برنامهریزی دقیق و هوشمندانه است.
معایب و چالشهای بنیادین: وقتی هدف وسیله را توجیه نمیکند
با وجود مزیت ذکر شده، معایب و چالشهای حضور بازیهای دیجیتال در این نهادها به مراتب عمیقتر و نگرانکنندهتر به نظر میرسد و میتواند اساس فلسفه وجودی و اهداف تربیتی آنها را با خطر مواجه سازد.
1.تقلیل اهداف تربیتی و معنوی:
مساجد، پایگاههای بسیج و کانونهای فرهنگی اهداف متعالی و مشخصی دارند: تعمیق باورهای دینی، رشد فضائل اخلاقی، تقویت هویت ملی و انقلابی، آموزش مهارتهای زندگی، ایجاد روحیه جمعی و مسئولیتپذیری اجتماعی، و تربیت انسانهایی متعهد و کارآمد برای جامعه اسلامی. تمرکز بر ابزاری مانند بازی دیجیتال برای جذب مخاطب، این خطر را به همراه دارد که “وسیله” جای “هدف” را بگیرد. ممکن است این مراکز به تدریج از یک کانون تربیتی و معنوی به یک “گیم کلاب مسجدی” تقلیل یابند که جذابیت اصلی آن نه برنامههای معرفتی و بصیرتی، بلکه صرفاً هیجان بازیها باشد. نوجوان نیز ممکن است شرط حضور خود در سایر برنامهها را، دسترسی به بازی قرار دهد و عملاً فرآیند تربیت عمیق و پایدار شکل نگیرد.
2. محتوای نامناسب و تضاد ارزشی:
بسیاری از بازیهای دیجیتال محبوب در بازار، حاوی محتواهایی هستند که با ارزشهای اسلامی و انقلابی در تضاد قرار دارند. خشونت عریان، ترویج فردگرایی افراطی، مصرفگرایی، عادیسازی روابط نامتعارف، نمایش نمادهای فرهنگی بیگانه و گاه ضد دینی، تنها بخشی از آسیبهای محتوایی این بازیهاست. آیا مسئولان فرهنگی مساجد و پایگاهها، تخصص، زمان و امکانات لازم برای بررسی دقیق محتوای تمام بازیها و انتخاب گزینههای کاملاً سالم و بیضرر را دارند؟ حتی اگر بازیهای به ظاهر کمخطرتر مثل PESیا بازی های ورزشی دیگر انتخاب شوند، باز هم ذات بسیاری از این بازیها بر رقابت ناسالم، هیجان کاذب و گاه اتلاف وقت استوار است که با آرامش و معنویت مورد انتظار در فضای مسجد یا روحیه جهادی و سازنده در بسیج، همخوانی ندارد.
3. آسیبهای رفتاری و روانی:
اعتیاد به بازیهای دیجیتال، یکی از معضلات شناختهشده عصر حاضر است که منجر به افت تحصیلی، کمتحرکی و چاقی، انزوای اجتماعی (علیرغم حضور فیزیکی در جمع)، پرخاشگری، مشکلات خواب و کاهش تمرکز میشود. فراهم کردن دسترسی آسان به این بازیها در محیطی که باید مروج سبک زندگی سالم و پویا باشد، میتواند ناخواسته به این آسیبها دامن بزند. به جای آنکه نوجوان در مسجد یا پایگاه به فعالیتهای بدنی، مهارتآموزی، مطالعه، مباحثه و کار گروهی بپردازد، ممکن است ساعتها میخکوب صفحه نمایشگر شود و همان الگوهای رفتاری نامطلوب را در محیطی به ظاهر سالم، بازتولید کند.
4. هزینه فرصت (Opportunity Cost):
منابع مالی، انسانی و زمانی که صرف خرید تجهیزات بازی، بهروزرسانی بازیها و مدیریت این بخش میشود، میتوانست در مسیرهای به مراتب مؤثرتر و همسوتر با اهداف تربیتی هزینه شود. برگزاری اردوهای علمی و تفریحی هدفمند، تشکیل حلقههای معرفتی و بصیرتی جذاب، راهاندازی کارگاههای مهارتآموزی (فنی، هنری، رسانهای)، تقویت فعالیتهای ورزشی، حمایت از گروههای سرود و تئاتر، و اجرای پروژههای جهادی و عامالمنفعه، همگی فعالیتهایی هستند که به طور مستقیم به رشد شخصیت معنوی، اجتماعی و مهارتی نوجوان کمک میکنند و با هویت این نهادها سازگاری بیشتری دارند. تمرکز بر بازی دیجیتال، عملاً فرصت پرداختن به این فعالیتهای اصیل و بومی را کاهش میدهد.
5. ایجاد دوگانگی و تضعیف قداست محیط:
مسجد، خانهی خدا و محل عبادت، ذکر و آرامش است. پایگاه بسیج، نماد آمادگی، ایثار و خدمت است. کانون فرهنگی، مرکز اندیشه و فعالیتهای سازنده است. وارد کردن هیجانات، سر و صدا و فضای رقابتی و گاه پرخاشگرانه بازیهای دیجیتال به این محیطها، میتواند به قداست و هویت معنوی و فرهنگی آنها لطمه بزند. نوجوانی که در یک گوشه از مسجد مشغول بازی هیجانانگیز جنگی است، چگونه میتواند در گوشه دیگر با آرامش به نماز بایستد یا در حلقهی قرآن شرکت کند؟ این دوگانگی میتواند درک نوجوان از کارکرد اصلی این فضاها را مخدوش سازد.
راهکار میانه یا بازگشت به اصول؟
برخی ممکن است راهکار میانه را پیشنهاد دهند: استفاده محدود، کنترلشده و هدفمند از بازیها، به عنوان بخشی کوچک از یک برنامه جامع تربیتی. انتخاب بازیهای سالم و فکری، تعیین زمانبندی دقیق، و نظارت مستمر مربیان آگاه میتواند بخشی از آسیبها را کاهش دهد. اما سوال اساسی اینجاست که آیا با وجود این همه چالش و خطر بالقوه، و با توجه به وجود راهکارهای تربیتی اصیل، مؤثر و کمآسیبتر، اساساً چنین ریسکی منطقی است؟
شاید بهتر باشد به جای تلاش برای تطبیق دادن این نهادها با ابزارهای سرگرمی رایج که ذاتا با اهداف آنها فاصله دارند، بر تقویت جذابیتهای درونی و برنامههای اصیل خود تمرکز کنند. ارائه محتوای دینی و انقلابی در قالبهای نوآورانه و جذاب (مانند پادکست، موشنگرافیک، مسابقات علمی و فرهنگی)، ایجاد فضاهای گفتگو و تضارب آرای سالم، تقویت ورزشهای گروهی و فعالیتهای اردویی، و سپردن مسئولیتهای واقعی به نوجوانان در اداره بخشی از امور مسجد یا پایگاه، میتواند جذابیت پایدارتر و عمیقتری ایجاد کند که منجر به تربیت نسلی متعهد، اندیشمند و فعال شود، نه صرفاً نسلی که برای سرگرمی لحظهای به این مراکز رفت و آمد میکند.
نتیجهگیری
در نهایت، اگرچه نیت خیرخواهانه جذب نوجوانان به محیطهای سالم و ارزشی پشت ایده تجهیز مساجد و پایگاهها به کنسولهای بازی وجود دارد، اما معایب و آسیبهای بالقوه این رویکرد، به ویژه خطر تقلیل اهداف بنیادین تربیتی، ترویج ناخواسته محتوا و رفتارهای نامطلوب، و هزینه فرصت بالا، آن را به گزینهای پرریسک تبدیل میکند. به نظر میرسد تأکید بر راهکارهای تربیتی اصیل، خلاقانه و متناسب با هویت این نهادها، مسیر مطمئنتر و مؤثرتری برای تحقق اهداف بلندمدت در تربیت نسلی مؤمن، انقلابی و کارآمد باشد. شاید زمان آن رسیده که به جای وارد کردن “جاذبههای بیرونی”، بر احیای “جاذبههای درونی” و اصیل این کانونهای نور و هدایت تمرکز کنیم.
دیدگاهتان را بنویسید