پرونده اسرائیل – قسمت اول (قانون آموزش رسمی و عمومی)
📚 سند تحلیل | قانون آموزش رسمی و عمومی
🔻 پرونده اسرائیل – قسمت اول
✍️ به قلم: دکتر شهرام رامشت
➖ هیئت علمی اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
〽️ برای یافتن پاسخ متن کامل را بخوانید؛
🔹 آیا میدانستید برخی مدارس حتی تنها ۵۵ درصد بودجه دولتی میگیرند و از خیلی مقررات دولتی هم معافند! این “معافیت” چه داستانی دارد و چرا دولت باز هم بیش از نیمی از هزینهشان را میپردازد؟
🔶چکیده
در رژیم صهیونیستی از سال ۱۹۴۹ قوانین آموزش اجباری و سپس در ۱۹۵۳ قانون آموزش دولتی با هدف یکپارچه سازی نظام آموزشی و حذف وابستگیهای سیاسی تصویب شد. مدارس این کشور به سه دسته تقسیم می شوند:
۱. مدارس رسمی دولتی (کاملاً زیر نظر و بودجه دولت)
2. مدارس شناخته شده غیر رسمی (با استقلال بیشتر و دریافت ٧٥% بودجه از دولت)
3. مدارس معاف شده (مدیریت غیر دولتی دریافت حدود 200 بودجه از دولت و الزامات دولتی کمتر)
💠 متن کامل سند
🔶پرونده اسرائیل – قسمت اول
🔻قانون آموزش رسمی و عمومی
🔻کالبدشکافی نظام آموزشی رژیم صهیونیستی
✅ اخیراً ترجمه کتابی در حوزه خطمشیگذاری تربیتی را به پایان رساندم که انشاءالله به زودی منتشر خواهد شد. نویسنده این کتاب یک پژوهشگر صهیونیست است که به بررسی خطمشیگذاری تربیتی در قرن حاضر پرداخته و تأکید ویژهای بر نظام آموزشی اسرائیل دارد. به همین دلیل، بخش عمدهای از مثالها و نمونههای مورد استفاده در کتاب، مربوط به سرزمینهای اشغالی است. به نظرم رسید، در این ایام آگاهی بیشتر از ابعاد مختلف نظام تربیتی این رژیم منحوس، ولو از منظر دشمنشناسی، برای علاقهمندان حوزه تعلیم و تربیت بیفایده نخواهد بود.
🚩 در سال ۱۹۴۹، مجلس رژیم صهیونیستی قانون آموزش اجباری را تصویب کرد که بر اساس آن، مسئولیت انحصاری آموزش همه کودکان بر عهده دولت قرار گرفت و تأمین مالی مدارس ابتدایی (پایههای اول تا هشتم) اجباری شد. چند سال بعد، در سال ۱۹۵۳، قانون آموزش دولتی این رژیم تصویب شد که هدف آن، یکپارچهسازی تمام جریانهای آموزشی در قالب یک نظام آموزش عمومی مشترک با برنامه درسی واحد و قطع وابستگی نهادهای آموزشی به جریانهای سیاسی بود.
🔻طبق قوانین این رژیم، مدارس به سه دسته قانونی تقسیم میشوند:
1️⃣ مؤسسات قانونی رسمی: این مدارس تحت مالکیت کامل دولت هستند، معلمان آنها مستقیماً توسط دولت استخدام میشوند، بودجه آنها به طور کامل از سوی دولت تأمین میشود و تمامی مقررات و الزامات دولتی را رعایت میکنند.
این بخش شبیه به مدارس دولتی خودمان در ایران است.
2️⃣ مؤسسات شناختهشده غیررسمی: اگرچه این مدارس در مالکیت رسمی دولت نیستند، اما معلمان میتوانند به طور مستقیم از سوی دولت یا به طور غیرمستقیم از طرف سازمانهای غیردولتی استخدام شوند و همچنان کارمند دولت به حساب آیند. این مدارس تا ۷۵ درصد از بودجه خود را از دولت دریافت میکنند، بخشی از الزامات دولتی را رعایت میکنند و در پذیرش دانشآموز، استخدام معلم و تدوین برنامه درسی آزادی عمل بیشتری دارند.
این وضعیت، در ایران مشابه ندارد. بهنظرم، چندپارگی فرهنگی در سرزمینهای اشغالی یکی از دلایل چنین مدارسی است که ان شاءالله در ادامه بیشتر از آن خواهیم گفت.
3️⃣ مؤسسات معافشده: این دسته مدارس تحت مدیریت سازمانهای غیردولتی فعالیت میکنند و تنها حدود ۵۵ درصد از بودجه خود را از دولت دریافت میکنند؛ ضمن اینکه مشمول برخی الزامات و مقررات دولتی نمیشوند.
نام این دسته، از معافیت برخی مقررات دولتی گرفته شده و مشابه این را نیز در ایران نداریم! بخشهای خصوصی، نهاد دین، غیرانتفاعی و … در این قسمت مدرسه داری میکنند. رد پای دولت در تأمین بیش از نیمی از نیاز این مؤسسات نیز نشانگر علاقه دولت به تنظیمگری از طریق ابزار مالی است. هر چند به ظاهر این مؤسسات ملزم به رعایت همه مقررات دولتی نباشند.
🔹 نقطه عطف این نظام، زمانی بود که در اواخر دهه ۱۹۶۰ قانون آموزش اجباری تا پایان پایه دهم گسترش یافت و آموزش متوسطه نیز به بخشی اساسی از نظام آموزشی #اسرائیل تبدیل شد. در نتیجه، امروزه اغلب مدارس ابتدایی این رژیم دارای وضعیت قانونی رسمی و بیشتر مدارس متوسطه دارای وضعیت شناختهشده اما غیررسمی هستند.
🖋️ پینوشت
در برخی از یادداشتهای این مجموعه به ناگزیر عنوان «اسرائیل» استفاده شده که ممکن است ذهن مخاطب را به یک کشور معطوف کند. باید عرض کنم که: ما، دولت که هیچ، کشور که هیچ، قریه که هیچ، ما طویلهای هم به نام اسرائیل نمیشناسیم، حتی اگر همه دنیا آن را به رسمیت بشناسند. «شهید نصرالله»
دیدگاهتان را بنویسید