یکی بر سر شاخ، بن میبرید!
🔻 یادداشت تحلیلی | یکی بر سر شاخ، بن میبرید!
احوالات عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی در حوزه آموزش
✍️ دکتر شهرام رامشت
💠 وقتی به اهداف و وظائف شورای عالی انقلاب فرهنگی مراجعه میکنیم، با این عبارات مواجه میشویم که نقش برجسته این شورای فراقوهای را در حوزه فرهنگ و تربیت به خوبی ترسیم میکند:
«شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان مرجع عالی سیاستگذاری، تعیین خطمشی، تصمیمگیری و هماهنگی و هدایت امور فرهنگی، آموزشیوپژوهشی کشور در چارچوب سیاستهای کلی نظام محسوب میشود و تصمیمات و مصوبات آن لازم الاجرا و در حکم قانون است.»
🔸 فعالیت این شورا در دورههای مختلف با افت و خیز بسیاری همراه بوده است. بدون شک یکی از پرکارترین سالهای شورا را در حوزه تعلیم و تربیت، سالهای 1401، 1402 و 1403 بوده است. با وجود همه نقدهایی که بعضاً به برخی ورودهای نابجای شورا در حوزههای غیرکلان و راهبردی وارد است، #ستاد_تربیت شورا در این ایام پرجنبوجوش ظاهر شده و مصوبات بسیاری در سالهای مذکور در این حیطه به تصویب شورا رسید. از جمله این مصوبات میتوان به «تشکیل سازمان ملی سنجش و ارزشیابی نظام آموزش کشور»، «نقشه راه اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش»، «افزایش ظرفیت پزشکی در مقطع عمومی»، و مجموعهای از مصوبات درباره سنجش و پذیرش دانشجو در آموزش عالی نظیر تأثیر قطعی معدل، و در دانشگاه فرهنگیان مانند سن ورود به این دانشگاه اشاره کرد.
🔰 اما پس از روی کار آمدن دولت چهاردهم، ورق بهکلی برگشته و فعالیت شورا بجای تمرکز بر نظارت و حسن اجرای مصوبات، عزمش را در خدمت لغو مصوبات خود جزم کرده است. بهنحوی که در یک سال اخیر بسیاری از مصوبات این حوزه مورد تردید و انکار قرار گرفتهاند. تنها چند ماه پس از استقرار دولت، مصوبه تشکیل سازمان ملی سنجش و ارزشیابی نظام آموزش کشور لغو شد. پس از آن ظرفیتهای پزشکی به حالت قبل برگردانده شده و با چانهزنی بسیار، به شکل عجیب و نامتوازنی در برخی استانها ظرفیت ایجاد شد. هیچگونه نظارتی بر پیشبرد نقشه راه اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در این یک سال انجام نشد. مصوبه تأثیر قطعی معدل و شیوه برگزاری کنکور به آن روز افتاده و آخرین مورد که بحث همین یکی دو روز اخیر است، تغییر مصوبه سن ورود به دانشگاه فرهنگیان از 24 سال به 30 سال است!
🔹 فارغ از همه بحث و جدلها و نظرات کارشناسی موافق و مخالفی که درباره هریک از این مصوبات وجود دارد، رفتار شورای عالی انقلاب فرهنگی طی یک سال گذشته در مواجهه با مصوبات سه سال اخیر خود، محل تأمل است و باید چرایی قابل توجهی برای آن وجود داشته باشد. وگرنه اگر این روند ادامه پیدا کند، مصوبات این شورا که در حکم قانون (!) هستند، از مصوبات هیأت دولت هم کماثرتر میشود…
✳️ چه بر سر این شورا آمده که در عرض دو سال، اینچنین دچار چرخش کارشناسی شده که در حال لغو تکتک مصوبات خود در حوزه آموزش است؟! مگر اعضای آن چقدر دستخوش تغییر شدهاند؟ چند نفر از ستاد تعلیم و تربیت جابجا شدهاند؟ جز اعضای حقوقی دولت که عوض شدهاند، چه تغییر دیگری حاصل شده است؟ نکند سیاست همراهی با دولتها بجای نظرات کارشناسی سطوح عالی نشسته است که اگر چنین باشد، وای به روزی که بگندد نمک!
❇️ مگر نه این که شورای عالی فرابخشی انقلاب فرهنگی، وظیفه خطمشیگذاری عالی ذیل سیاستهای کلان نظام را بر عهده دارد؟ دیگر چه تفاوتی میکند که کدام #دولت بر سر کار است، وظیفه شورا، خطمشیگذاری سطح کلان است که با آمد و شد دولتها تغییر نمیکند. به بیان دیگر، یکی از اغراض تأسیس چنین شوراهایی، حفظ و صیانت از خطمشیهای کلان نظام در حوزههای مختلف است و دولتها نیز موظف هستند ذیل مصوبات این شوراها به امورات اجرایی آن بپردازند. که اگر غیر از این باشد و دولتها بخواهند در مقام خطمشیگذار راهبردی و کلان حاضر شوند و با آمد و شد دولتها، این سیاستهای کلان نیز تغییر کند، دیگر شورای عالی بالادستی را چه حاجت است؟ هیأت دولت خود سیاستهای بالادستی را هم بنویسد و هم اجرا کند!
⚜️ به نظر میرسد، همراهی اینچنینی شورای عالی انقلاب فرهنگی با دولتها به هر بهانهای که هست، نقض غرض است و یک پیامد بیشتر ندارد؛ تزلزل جایگاه مرجع عالی سیاستگذاری حوزه فرهنگ و تربیت کشور. و این جایگاه، چیزی نیست که به سادگی بدست آمده باشد و اگر از دست رود، به سادگی جبران شود. لذا برادرانه از اعضای حقیقی و حقوقی شورا، بخصوص دبیر محترم شورا استاد خسروپناه و برادر عزیز دکتر موسوی دبیر محترم ستاد تربیت خواهشمندم در این رویهای که خواسته یا ناخواسته در شورا بوجود آمده #تجدید_نظر کرده و از کیان این مرجع عالی بیش از پیش محافظت بفرمایید.
دیدگاهتان را بنویسید