گزارش خبری | انتشار گزارش تحلیلی اندیشکده درباره نسخه ترمیمی «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش»
گزارش خبری | انتشار گزارش تحلیلی اندیشکده فرهنگ و تربیت درباره نسخه ترمیمی «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش»
اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی با انتشار نامهای خطاب به دبیرکل و دبیر ستاد تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی، گزارش تحلیلی خود درباره نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را منتشر کرد.
در این نامه، ضمن قدردانی از تلاشهای صورتگرفته برای بازنگری سند، مجموعهای از نقدهای ساختاری و محتوایی نسبت به نسخه ترمیمی ارائه شده و پیشنهادهایی اصلاحی برای ارتقای اتقان نظری، انسجام مفهومی و کارآمدی اجرایی آن مطرح شده است. بر اساس این گزارش، اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی در چارچوب رسالت علمی و سیاستپژوهانه خود و با توجه به اهمیت راهبردی سند تحول در تحقق اهداف کلان نظام تعلیم و تربیت، اقدام به برگزاری فراخوان تخصصی و گردآوری دیدگاههای کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت، سیاستگذاری فرهنگی و مطالعات سندی کرده است. حاصل این فرآیند، تدوین گزارشی تحلیلی در دو سطح «ساختاری» و «محتوایی» است که ضمن اشاره به برخی نقاط قوت نسخه ترمیمی، مهمترین چالشها، ابهامات و کاستیهای آن را بررسی میکند.
مهمترین محورهای نقد ساختاری
در بخش نقد ساختاری، گزارش منتشرشده به موارد زیر اشاره دارد:
- ابهام در مفاهیم کلیدی؛ از جمله واژه «مدارس غیردولتی» که بدون تعریف دقیق در متن سند به کار رفته و میتواند زمینهساز تفاسیر متفاوت و اجرای ناهمگون شود.
- کلینویسی در اهداف کلان و فقدان شاخصهای سنجشپذیر برای ارزیابی تحقق اهداف.
- افزودن فصل «مدرسه تراز» با رویکردی توصیفی که به باور نویسندگان گزارش، جایگاه آن در یک سند راهبردی محل تأمل است.
- عدم جامعیت راهکارها و ناهماهنگی سطح اهداف، راهبردها و اقدامات.
- ضعف در نگاشت نهادی سند و بیتوجهی کافی به ماهیت ملی و فرادستگاهی آن، در حالی که اجرای سند مستلزم تقسیم کار روشن میان دستگاههای مختلف است.
- پیشنهاد تفکیک «ثابتات» و «متغیرها» در متن سند برای تسهیل فرآیند ترمیمهای آتی.
نقدهای محتوایی: سه محور کلیدی
گزارش اندیشکده در بخش محتوایی، سه مسئله اساسی را برجسته کرده است:
۱. کمرنگ شدن ارزشهای انقلابی
به تصریح این گزارش، در نسخه ترمیمی سند، تأکید صریح بر ارزشهای انقلابی نسبت به نسخه پیشین کاهش یافته و در برخی بخشها به تعابیری کلی همچون «آموزههای دینی» و «ارزشهای اسلامی» بسنده شده است.
نویسندگان معتقدند ابهام در این تعابیر میتواند جهتگیری تربیتی سند را از چارچوب مشخص انقلاب اسلامی دور سازد و لازم است نسبت سند با مبانی نظری انقلاب بهصورت شفاف و صریح بازتولید شود.
۲. گسترش حاکمیتزدایی و واگذاری اختیارات
در بخش دیگری از گزارش، نسبت به تأکید بر تفویض اختیار به مدارس و نهادهای غیردولتی بدون پیشبینی سازوکارهای نظارتی دقیق هشدار داده شده است. بهویژه در موضوع آزادسازی برنامه درسی، افزایش نقش نهادهای بیرونی در اداره مدارس و توسعه مدارس غیردولتی، این نگرانی مطرح شده که در صورت نبود چارچوبهای تنظیمگرانه شفاف، شأن حاکمیتی نظام تعلیم و تربیت تضعیف شود.
۳. عدالت آموزشی و پیامدهای توسعه مدارس غیردولتی
اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی در این گزارش تأکید کرده است که عدالت آموزشی بهعنوان یکی از ارکان اساسی نظام تعلیم و تربیت باید محور سیاستگذاری باقی بماند. به باور نویسندگان، توسعه مدارس غیردولتی و سیاست «انتخاب مدرسه توسط خانوادهها» در صورت نبود سازوکارهای تنظیمی مؤثر، میتواند به تعمیق شکافهای اجتماعی و بازتولید نابرابری آموزشی، بهویژه در مناطق محروم، منجر شود.
تأکید بر اصلاح در فرآیند نهاییسازی سند
در جمعبندی گزارش آمده است که نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین، گامی رو به جلو در مقایسه با نسخه پیشین محسوب میشود، اما برای تحقق مؤثر هدف «تربیت انسان مطلوب» در چارچوب اصول انقلاب اسلامی، نیازمند بازنگریهای تکمیلی در حوزه مفاهیم، سازوکارهای اجرایی، نگاشت نهادی و تضمین عدالت آموزشی است.
اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی ابراز امیدواری کرده است که ملاحظات کارشناسی ارائهشده در این گزارش، در فرآیند بررسی و تصویب نهایی سند در شورای عالی انقلاب فرهنگی مورد توجه قرار گیرد و به تقویت جایگاه این سند بالادستی در نظام تعلیم و تربیت کشور بینجامد.

پیوست1: متن نامه
موضوع: نقد و بررسی نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
جناب آقای حجت الاسلام دکتر خسروپناه
دبیرکل شورای عالی انقلاب فرهنگی
جناب آقای دکتر موسوی
دبیر ستاد تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی
با سلام و احترام،
اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی، در چارچوب رسالت علمی و سیاستپژوهانه خود و با توجه به اهمیت راهبردی «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» در تحقق اهداف کلان نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران، نسبت به بررسی دقیق نسخه ترمیمی این سند اقدام نموده است.
در همین راستا، اندیشکده با برگزاری یک فراخوان تخصصی و بهرهگیری از دیدگاهها و نقدهای صاحبنظران حوزه تعلیم و تربیت، سیاستگذاری فرهنگی و مطالعات سندی، مجموعهای از نظرات کارشناسی را گردآوری و پس از تحلیل و جمعبندی، گزارشی تحلیلی و منسجم از نقدهای ساختاری و محتوایی نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین تهیه کرده است.
این گزارش، ضمن اذعان به برخی اصلاحات و نقاط قوت نسخه ترمیمی، بهصورت روشمند به تبیین چالشها، ابهامات و پیامدهای احتمالی برخی رویکردها و مفاد سند پرداخته و تلاش دارد با رویکردی دلسوزانه و درونگفتمانی، پیشنهادهایی اصلاحی را در راستای تقویت مبانی انقلابی، ارتقای کارآمدی اجرایی و صیانت از عدالت آموزشی ارائه نماید.
امید است این نقد و ملاحظات کارشناسی که به پیوست تقدیم میگردد، در فرآیند بررسی، تصویب و نهاییسازی نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفته و به غنای هرچه بیشتر این سند بالادستی و تحقق مؤثر اهداف نظام تعلیم و تربیت کشور کمک نماید.
پیشاپیش از توجه و عنایت حضرتعالی و اعضای محترم شورا به این گزارش سپاسگزاریم.
با احترام و آرزوی توفیق
میثم صداقتزاده
مدیر اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی

پیوست2: گزارش تحلیلی و نقد نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
گزارش حاضر، بهعنوان پیوست نامه، مشتمل بر نقد و بررسی نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است که با رویکردی تحلیلی و بر اساس مطالعه دقیق متن سند، از دو منظر ساختاری و محتوایی تدوین شده است. در این گزارش، ضمن اشاره به برخی نقاط قوت نسخه ترمیمی، مهمترین چالشها، ابهامات و کاستیهای موجود در بخشهای مختلف سند مورد بررسی قرار گرفته و در مواردی، پیشنهادهای اصلاحی متناسب ارائه شده است. هدف از تنظیم این گزارش، کمک به ارتقای اتقان نظری، انسجام مفهومی و کارآمدی اجرایی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و صیانت از جهتگیریهای کلان نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران، بهویژه در نسبت با تربیت انسان مطلوب، اصول انقلاب اسلامی و الزامات عدالت آموزشی است. امید است مطالب مندرج در این پیوست بتواند در فرآیند بررسی، تصمیمگیری و نهاییسازی نسخه ترمیمی سند، مورد استفاده و بهرهبرداری قرار گیرد.
- مقدمه
در تربیت رسمی و مدرسهای، هدف اصلی تربیت انسان مطلوب است. تربیت رسمی باید بر اساس تربیت انسان مطلوب حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بنا نهاده شود. چرا که انسان مطلوب دوران جمهوری اسلامی با انسان مطلوب دوران طاغوت تفاوتهای اساسی دارد. به همین دلیل، نظام آموزشی کشور نیز باید بهگونهای تغییر یابد که تربیت انسان مطلوب در چارچوب اصول انقلاب اسلامی را تحقق بخشد. امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) بارها بر این نکته تأکید کردهاند که باید فکری جامع و همراستا با اهداف انقلاب برای تربیت انسان مطلوب انجام شود. به همین دلیل، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به عنوان راهبردی برای وزارت آموزش و پرورش طراحی شد تا در نتیجه آن، انسان مطلوب از نظام آموزشی کشور بیرون آید.
- نگاهی بر سند پیشین تحول بنیادین آموزش و پرورش
نسخه اول سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با مشکلاتی همراه بوده است. یکی از مشکلات عمده آن، عدم ارتباط دقیق میان مبانی نظری و سند تحولی بود که تدوین شد. در واقع، نمیتوان ادعا کرد که نسخه اول سند تحول به طور کامل بر اساس مبانی نظری تنظیم شده است. بهعنوان نمونه، در انتهای مبانی نظری، چرخشهای تحولآفرین مشخص شده است که وضعیت موجود و مطلوب نظام آموزشی را ترسیم میکند، اما در هنگام تدوین سند تحول به این چرخشها توجه کافی نشده است.[1] در حالی که بسیاری از اسناد راهبردی در سطح جهانی از قالب برنامهریزی استراتژیک بهره میبرند، این شیوه در نظام آموزشی چندان مناسب نبوده است. در نگارش اهداف کلان سند تحول، نویسندگان هشت هدف کلان را تعیین کردند که ارتباط واضح و مشخصی با مبانی نظری نداشتند. این موضوع باعث شده که سند با گذشت ۱۴ سال، تأثیرات مشهود و ملموسی در عرصه آموزش و پرورش نداشته باشد و نیاز به بازنگری اساسی داشته باشد. بهویژه از آنجا که هدف اصلی سند، تربیت انسان مطلوب است، باید بازبینیهایی دقیق در ساختار آن صورت گیرد تا این هدف بهطور مؤثر تحقق یابد. در فصل هشتم سند تحول فرایندی تعبیه شده است تا هر 5 سال یکبار ترمیمی صورت گیرد و اصلاح شود.[2] اولین ترمیم این سند پس از حدود 14 سال زیر ذرهبین بررسی است تا تصویب گردد.
- نگاهی بر نسخه ترمیمیافته سند
نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، که در چهار سال اخیر و با تأکید بر تجارب گذشته و پژوهشهای جدید تدوین شده است، بهطور طبیعی باید گامی بهسوی بهبود کیفیت آموزش و پرورش کشور باشد. این نسخه، به ویژه در راستای بازنگری ساختاری و محتوایی سند و همچنین توجه به تحولات جدید در عرصه تعلیم و تربیت کشور، مورد توجه قرار گرفته است. از این رو، بررسی دقیق و جامع این نسخه ضروری به نظر میرسد تا مشخص شود که این تغییرات در راستای تحقق اهداف سند و تربیت انسان مطلوب انقلاب اسلامی قرار دارند یا خیر. در ادامه این نامه، بهطور تفصیلی به نقد ساختاری و محتوایی سند ترمیمی پرداخته میشود و پیشنهادات اصلاحی برای بهبود این نسخه ارائه خواهد شد.
3.1. نقاط قوت ساختاری نسخه ترمیمی
در ابتدا، باید به این نکته اشاره کرد که نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نسبت به نسخه قبلی تغییرات و اصلاحات چشمگیری داشته است. این اصلاحات بهویژه در بخشهای ساختاری، نحوه نگارش و دقت در ارجاعات به مبانی نظری باعث شده است که این نسخه به مراتب روانتر، قابلفهمتر و منسجمتر از نسخه قبلی باشد. در این بخش از نقد، ابتدا به تحلیل نقاط قوت نسخه ترمیمی پرداخته و سپس به بررسی نقاط ضعف آن خواهیم پرداخت.
3.1.1. روانتر شدن متن و ارتباط بهتر با مخاطب
یکی از ویژگیهای برجسته نسخه ترمیمی، روانتر شدن متن و قابلیت فهم بهتر آن است. در نسخه قبلی، بخشهای زیادی از متن به ویژه برای معلمان، دانشآموزان و پژوهشگران به دلیل استفاده از واژگان پیچیده و جملات طولانی، برای مخاطب سختفهم بود. در نسخه ترمیمی، سعی شده است که زبان متن سادهتر و روانتر شود، بهگونهای که مخاطب بهراحتی بتواند با آن ارتباط برقرار کند. این تغییر به ویژه در فصولی که به راهبردها و اهداف کلان سند پرداخته شده، اهمیت زیادی دارد. روانتر شدن متن باعث شده تا مخاطب احساس کند که این سند به نیازهای وی پاسخ میدهد و ارتباط بهتری با آن برقرار میکند. این بهبود بهویژه برای معلمان، دانشآموزان و دیگر فعالان حوزه آموزش که روزانه با متنهای اینچنینی سروکار دارند، مفید خواهد بود.
3.1.2. ارتباط بهتر راهبردها با یکدیگر
در نسخه ترمیمی، ارتباط میان راهبردهای مختلف سند بهبود یافته است. در نسخه قبلی، راهبردها اغلب بهطور پراکنده و بدون پیوستگی منطقی با یکدیگر ارائه شده بودند. این پراکندگی موجب میشد که خواننده نتواند بهراحتی رابطه بین بخشهای مختلف سند را درک کند و روند اجرایی آن را دنبال نماید. در نسخه ترمیمی، راهبردها بهگونهای مرتب و با هماهنگی بیشتری با یکدیگر پیوند خوردهاند. این انسجام در ارتباط میان راهبردها باعث شده است که فرآیند اجرایی اهداف سند بهطور مؤثری به پیش برود و مسئولین اجرایی نیز بهتر بتوانند آنها را پیگیری و ارزیابی کنند.
3.1.3. دقت بیشتر در ارجاع به مبانی نظری و اصلاح عبارات
نسخه ترمیمی در مقایسه با نسخه قبلی، دقت بیشتری در استفاده از عبارات و ارجاع به مبانی نظری دارد. در این نسخه، در بسیاری از بخشها، به ویژه در پاورقیها، توضیحات دقیقتری ارائه شده است که باعث میشود مفاهیم بهطور شفافتری به مبانی نظری خود مرتبط شوند. این ارجاعات به مبانی نظری کمک میکند که مفاهیم بهطور دقیقتری درک شوند و از تفسیرهای نادرست جلوگیری گردد. در واقع، با این ارجاعات، مخاطب میتواند متوجه شود که مفاهیم سند بر اساس چه اصول و مبانی نظری تدوین شدهاند و این باعث افزایش اعتبار علمی سند میشود.
3.2. نقاط نیازمند اصلاح در نسخه ترمیمی
با وجود نقاط قوت ذکر شده در نسخه ترمیمی، همچنان مواردی وجود دارد که نیاز به اصلاح و بازنگری دارند. این اصلاحات میتوانند به بهبود ساختار سند و تسهیل فرآیند اجرایی اهداف آن کمک کنند. در این بخش از دو جنبه ساختاری و محتوایی به برخی از این نکات نیازمند اصلاح اشاره خواهیم کرد.
3.2.1. نقد ساختاری نسخه ترمیمی
3.2.1.1. عدم دقت در بار معنایی برخی کلمات و مفاهیم
یکی از مشکلات عمده در نسخه ترمیمی، عدم دقت در بار معنایی برخی کلمات و مفاهیم است. به ویژه در مورد واژه «مدارس غیردولتی»، هیچگونه توضیح دقیقی در خصوص مراد از این واژه در سند ارائه نشده است. در نسخه ترمیمی، این واژه بهطور مکرر استفاده شده است، اما مشخص نیست که آیا مراد از آن، مدارس خصوصی، خیریهای، مردمی و یا دیگر انواع مدارس است. این مسئله میتواند به تفاسیر مختلفی منجر شود و حتی ممکن است در آینده منجر به اجراهای نادرست و ناهماهنگ شود. پیشنهاد میشود که در سند، شاخصگذاریهای دقیق و شفاف برای هر یک از این مدارس در نظر گرفته شود تا مخاطب دقیقاً بداند که مراد از «مدارس غیردولتی» چیست و این مسئله برای مسئولین اجرایی و معلمان بهطور واضحتری روشن شود.
3.2.1.2. شیوه نگارش اهداف کلان و مشکلات سنجش آنها
یکی از مشکلات عمده در نسخه ترمیمی، شیوه نگارش اهداف کلان است. در نسخه ترمیمی، اهداف کلان بهگونهای نوشته شدهاند که بسیار کلی و مبهم هستند. بهعنوان مثال، اهدافی چون «ارتقا و بروزآوری فرآیندها» یا «بهبود راهبری و مدیریت» بهطور دقیق تعریف نشدهاند و ممکن است در مراحل بعدی ارزیابی، دچار مشکل شوند. این اهداف باید بهصورت دقیقتر و قابلاندازهگیری نوشته شوند تا بتوان بهراحتی آنها را ارزیابی کرد. در حال حاضر، این اهداف بیشتر به عنوان مفاهیم عمومی مطرح شدهاند که نمیتوان بهراحتی از آنها برای ارزیابی و پیگیری استفاده کرد. برای این منظور، باید معیارهای سنجش مشخصی برای هر هدف در نظر گرفته شود تا بتوان اجرای آنها را بهطور دقیق ارزیابی کرد. ضمن اینکه سلسله مراتب در نگارش این اهداف در نسبت با اهداف راهبردی و جزئیتر در نظر گرفته نشده است.
3.2.1.3. فصل جدید مدرسه تراز
فصل جدیدی با عنوان مدرسه تراز به سند تحول در نسخه ترمیمی اضافه شده است. مفاهیمی که در مبانی نظری بوده با برش مدرسهای در این فصل آمده است. برخی این ایراد را میگرفتند که معلم ما سند را میخواند اما نمیداند چه وظیفهای در قبال آن دارد. مسئله آن است که اساسا سند راهبردی، سند اجرای کف میدان نیست بلکه اثرش در مدرسه است نه اینکه بازیگر اصلی این سند معلم باشد. غلط مصطلحی است که این سند به مدرسه نمیپردازد. این فصل بهصورت غیراجرایی و توصیفی است که تفاوت چندانی با مبانی نظری ندارد و حضور آن در سند راهبردی وجهی ندارد.
3.2.1.4. شیوه غلط ارائه راهکارها
در بخش اهداف عملیاتی و راهکارهای سند، بخشی داریم که اهداف عملیاتی آمده و ذیل آن چند راهکار آورده است. مجموعه راهکارهای خوب راهکارهایی هستند که جامع و مانع باشند. راهکارهایی که جمعشان با هم هدف را محقق کند. مثلا هدف 23، چهار راهکار دارد.[3] نباید به بهانه اینکه یک حرف خوبی بوده و نمیدانستیم کجا بیاید به فراخور ذیل یکی از راهکارها آورده شود. نکته دیگر در باب راهکارها اینکه واقعا باید سطح راهکار بودن رعایت شود. یعنی نباید راهکاری از جنس هدف یا اقدام خیلی خرد باشد. مثلا اینکه صبح به صبح پرچم ایران را بالا ببرید، کار خوبی است اما اقدام است. ما باید راهکارها را هم سطح کنیم و رابطه آنها با اهداف و اقدامات را تنظیم کنیم. در سند ترمیمی تعداد اهداف زیاد شده و تعداد راهکارها کمتر شده است. بنابراین میتوان بدون بررسی محتوایی نتیجه گرفت که جامعیت لازم را ندارد. یعنی اگر راهکارها را انجام میدادیم قطعا به هدف نمیرسیدیم و یکی از پاشنه آشیلهای اجرای سند همین راهکارها است.
3.2.1.5. نگاشت نهادی غلط سند ترمیمی
در آموزش و پرورش از سال 1390 که سند تحول بنیادین مصوب شد، در فصل هشتم بخش سوم بند د اشاره شده که نهادهای مختلف به خصوص صداوسیما با آموزش و پرورش همکاری کنند تا این سند ملی محقق شود.[4] خود سند میگوید که این یک سند دستگاهی نیست بلکه ملی است. قرار بر این نیست که آموزش و پرورش به تنهایی زیر بار این اهداف برود. صرفاً مسئول پیگیری این امر آموزش و پرورش است. هر جایش را هم بتواند اجرا میکند. این ویژگی ملی بودن سند به صورت حداقلی مورد توجه واقع شد. یکی از انواع نگاشت نهادی که میتواند خوب باشد در سند توسعه هفتم، ماده 92 بند الف اشاره شده که یک نقشه تقسیم کار ملی نگاشته شود.[5] در این نقشه تقسیم کار آموزش و پرورش باید بگوید که هر دستگاه باید چه آجری از این ساختمان را بچیند. سند تحول اعتبار قانون را ندارد اما برنامه هفتم این ایراد را ندارد. راه دیگر این است که اگر کاری که خود آن دستگاه دیگر باید انجام دهد با موردی که نیاز آموزش و پرورش است همپوشانی داشته باشد، باید تفاهمنامه نوشته شود. مانند اتفاقی که در طرح نماد شاهد آن بودیم که در واقع ائتلافی شکل گرفت تا چندین دستگاه با هم برای دانشجویان کاری انجام دهند. باید شیوه نوشتن سند از سبک درون دستگاهی به ملی و فرانهادی تغییر کند.
3.2.1.6. تعیین ثابتات سند و اصلاح متغیرها
بخشهایی در سند ترمیمی داریم که دقیقا تکرار شده سند تحول بنیادین است. باید تکرارشوندهها را جدا کنیم و برای سند بخش ثابتات بنویسیم. مباحث نظری و ارزشها که ثابت هستند میتوانند آنجا بیایند. آنچه اقتضائی است امسال با سال دیگر فرق دارد و باید تمرکز را روی این موارد بگذاریم و تغییرات لازم را به مرور صورت دهیم. آموزش و پرورش ما باید مبتنی بر ثابتات کار کند. حتی میتوان این ثابتات را طی چارچوببندی منظمی وارد قانون اهداف و وظایف آورد که هر بار در ترمیم نیاز به تمرکز روی ثابتات نباشد تا کار ترمیم سادهتر شود.
3.2.2. نقد محتوایی نسخه ترمیمی
در نقد محتوایی نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین، بهویژه سه موضوع کلیدی مطرح هستند که در متن اصلی سند مورد توجه قرار نگرفتهاند یا بهطور کامل درک و بیان نشدهاند. این سه موضوع عبارتند از: ارزشهای انقلابی، حاکمیتزدایی و عدالت آموزشی.
3.2.2.1. ارزشهای انقلابی
در نسخه ترمیمی، یکی از مسائل کلیدی که مورد غفلت قرار گرفته است، حذف یا کمرنگ شدن ارزشهای انقلابی است که باید بهعنوان مبنای تربیت انسان مطلوب در نظام آموزشی کشور تعریف و تأکید شوند. در نسخه قبلی سند، ارزشهای انقلابی به طور برجستهای مورد تأکید قرار گرفته بود، اما در نسخه ترمیمی این ارزشها عمدتاً حذف یا به صورت ضمنی بیان شدهاند.
3.2.2.1.1. حذف ارزشهای انقلابی از مقدمه
مقدمه نسخه ترمیمی بهطور واضح به ارزشهای انقلابی اشاره نمیکند و بهجای آن از «آموزههای دینی» و «ارزشهای اسلامی» بهطور کلی سخن به میان آورده است. این تغییر در واژگان میتواند باعث ایجاد ابهام در درک صحیح اهداف سند شود. بهویژه اینکه واژه «ارزشهای اسلامی» یک عبارت عمومی و قابل تفسیر است و مشخص نمیکند که مراد از این ارزشها دقیقاً چیست. در حالی که در سند قبلی، ارزشهای انقلابی بهویژه در تربیت انسانی مبتنی بر اصول انقلاب اسلامی بهطور شفاف و مشخص بیان شده بود. در نتیجه، حذف این ارزشها از مقدمه سند، باعث میشود که مسیر تربیتی سند از اصول انقلاب اسلامی جدا شود و این مسئله میتواند منجر به انحراف از اهداف اصلی نظام آموزشی کشور گردد.
3.2.2.1.2. کمرنگ شدن ارزشهای انقلابی در سایر فصول سند
در نسخه ترمیمی، همچنین شاهد کمرنگ شدن ارزشهای انقلابی در سایر فصول سند هستیم. برای مثال، در فصول مربوط به ساحتهای تربیتی، جایگاه تربیت اعتقادی، اخلاقی و عبادی بهطور چشمگیری کمرنگ شده است. در نسخه ترمیمی، این موارد تنها در پاورقیها و بهطور غیررسمی ذکر شدهاند و ممکن است در مراحل تصویب سند، این ارجاعات نیز حذف شوند. به عنوان نمونه، در فصل چشمانداز سند تحول، خبری از افقهای انقلاب اسلامی نیست و تنها به اهداف کلی انسانسازی و ارتقاء فرهنگی اشاره شده است بدون اینکه بهطور مشخص، تربیت انسان مبتنی بر اصول انقلاب اسلامی در این بخش مورد تأکید قرار گیرد. فصل پنجم که بخش اهداف است هم خبری از انقلاب اسلامی نیست. یعنی به دنبال هدف انسان موحد، مومن، آراسته به آداب و فضائل اخلاقی است.[6] آدم دینی است ولی معلوم نیست این دین از چه قرائتی موحد است. مورد بعد اینکه در بروندادها نیز حضور ارزشهای انقلابی دیده نمیشود. مثلاً هدف عملیاتی ۱ راهکار ۲ بهسازی مستمر کیفیت کارشناسی و مدیریت در نظام راهبری مدیریت است. راهکار 2 میگوید گزینش مدیریت در سطوح مختلف بر اساس شایستهسالاری و پیشگامی آنان در کارآمدی، حفظ و رعایت ارزشهای الهی انسانی و علمی و باور به اهداف نظام رسمی تربیت عمومی باید اتفاق افتد.[7] این ارزشهای الهی مشخص نشده که منظور چه الهیاتی است. شما میخواهید مدیر بر اساس شایستهسالاری و ارزشهای الهی نه انقلابی انتخاب کنید. این راهکار میشود راهکاری که از روی آن آییننامه انتصاب مدیران را مینویسند و از این جهت خیلی مهم است. و مورد بعد که میشود راهکار سوم باز مشابه است. راهکار 3 فراهم آوردن سازوکارهای لازم در تربیت، نگهداشت، تحکیم نقش الگویی فعال و موثر در برنامههای تربیت مدارس با تقویت شایستگیهای اعتقادی، اخلاقی، تخصصی و حرفهای است.[8] دیگر در مورد اینکه کدام اخلاق و اعتقاد صحبتی نشده است.
3.2.2.1.3. نقش مقام معظم رهبری و ارزشهای انقلابی
در بیانیه ارزشها و سایر بخشهای سند، نباید تنها به «آموزههای دینی» بهطور کلی اشاره شود، بلکه باید بهطور صریح از سیره عملی و نظری امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی به عنوان مبنای اصولی برای تربیت انسان مطلوب سخن گفته شود. در بند سوم بیانیه ارزشها به سیره عملی و نظری امام اشاره شده[9] که اتفاق خوبی است ولی صحبتی از مقام معظم رهبری نیست. بیانیه ارزش باید در ادامه سند بازتولید شود و تکرار و رعایت گردد که این اتفاق نیفتاده است.
3.2.2.2. حاکمیتزدایی
یکی دیگر از مسائل مهم که در نقد محتوایی نسخه ترمیمی باید به آن پرداخته شود، بحث حاکمیتزدایی است. در نسخه ترمیمی، مشاهده میشود که به ویژه در برخی از اهداف عملیاتی و راهکارها، واگذاری اختیارات به مدارس و نهادهای غیردولتی بیش از حد تأکید شده است. این امر میتواند منجر به تضعیف نظارت و کنترل دولت بر نظام آموزشی کشور شود. در این بخش از نقد، به چند جنبه از حاکمیتزدایی در سند پرداخته خواهد شد.
3.2.2.2.1. واگذاری اختیارات به مدارس غیردولتی و نهادهای غیردولتی
در فصلهای مختلف سند، به ویژه در بخشهایی که به گسترش مدارس غیردولتی و افزایش مشارکت نهادهای غیردولتی اشاره شده، احتمالاً این واگذاری اختیارات میتواند مشکلاتی در پی داشته باشد. به ویژه در مناطقی که زیرساختهای آموزشی ضعیفتری دارند، واگذاری اختیارات به نهادهای غیردولتی و خصوصی میتواند باعث گسترش نابرابریها و بیثباتی در نظام آموزشی شود. در این شرایط، ممکن است مدارس غیردولتی بهویژه در مناطق برخوردار از منابع بیشتر، کیفیت بهتری داشته باشند و در نتیجه شکافهای آموزشی عمیقتری بین مناطق مختلف کشور ایجاد گردد. در بند 12 بیانیه ارزشها نقش نظام تربیت رسمی و عمومی به عنوان نهاد اثرگذار اجتماعی مولد نیروی انسانی و سرمایه فرهنگی معنوی و تعالیبخش فرهنگ عمومی با تقویت شان حاکمیتی آن در ابعاد سیاستگذاری، برنامهریزی، پشتیبانی، نظارت و ارزیابی تبیین شده است.[10] اینجا شأن تصدیگری حذف شده در صورتی که تصدیگری هم یکی از شئون حاکمیت است. اینطور نیست که حاکمیت هیچ شانی در تصدی نداشته باشد. این حذف کردن در ادامه هم خودش را نشان میدهد.
3.2.2.2.2. عدم وجود نظارت کافی بر واگذاری اختیارات
سند ترمیمی بهطور صریح تأکید نکرده است که واگذاری اختیارات به مدارس و نهادهای غیردولتی باید تحت نظارت دقیق و مؤثر قرار گیرد. در حال حاضر، در برخی از فصول سند، به ویژه در فصول مربوط به برنامهریزی درسی و مشارکت اجتماعی، تأکید بیشتری بر تفویض اختیار به مدارس و نهادهای غیردولتی وجود دارد. این امر میتواند به مشکلات جدی در کنترل کیفیت آموزش و حفظ عدالت آموزشی منجر شود. در اینجا باید بهطور صریح تأکید شود که واگذاری اختیار باید با نظارت و ارزیابی دقیق همراه باشد تا از بروز تبعیضهای آموزشی جلوگیری شود. در راهبردها بند 27 تفویض اختیاری بیضابطه صورت گرفته است. توسعه و نقش حاکمیتی و تنظیمگری ستاد و تفویض تصدیها به جامعه و افزایش مشارکت رسانهها و سازمانها در نظام تربیت رسمی عمومی آمده است.[11] در هدف عملیاتی 22 راهکار چهارم آمده است: تعیین تدریجی و مرحلهای سطوح آزادسازی برنامه درسی متناسب با مقتضیات و اختیارات قانونی به مدرسه.[12] اینجا اختیارات قانونی به معنای آزادسازی برنامه درسی به دست مدیر میآید. شاید بگویید مدیر که خود آموزش و پرورشی است اما در هدف عملیاتی 27 چنین است: افزایش نقش رسانهها، سازمانها و نهادهای دولتی و غیردولتی در نظام تربیت رسمی عمومی و راهکار دوم این هدف عملیاتی عبارت است از: حفظ و ارتقای مستمر سطح مشارکت واقفین، خیرین مدرسهساز، مدرسهیار، مدرسه دار و مشارکت دولت در تامین هزینههای این مدارس.[13] دو عبارت مدرسهیار و مدرسهدار اینجا جدید هستند. کسانی هستند که رسما مدرسه در دست این افراد است. چون پول و قدرت دارند و مدرسه را ساختهاند و نفوذ در مدرسه دارند و مدیر را انتخاب میکنند. اگر چارچوب اختیار و مسئولیت در دست این افراد بیوفتد عملاً عدهای بیرون از آموزش و پرورش بر مدرسه حاکم میشوند. در بهترین حالت این افراد لزوماً آدمهای تربیتفهمی نیستند. بماند که ممکن است آدمهایی باشند که بخواهند شیطنت یا اذیتی برای نظام داشته باشند.
3.2.2.3. عدالت آموزشی
عدالت آموزشی یکی از ارکان اصلی نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران است که در نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین، بهطور کامل مورد توجه قرار نگرفته است. در این بخش از نقد، به بررسی نحوه برخورد نسخه ترمیمی با مسئله عدالت آموزشی پرداخته خواهد شد.
3.2.2.3.1. گسترش مدارس غیردولتی
یکی از بخشهای اصلی که در نسخه ترمیمی سند به آن اشاره شده، گسترش مدارس غیردولتی است. این سیاست میتواند بهویژه در مناطقی که از نظر اقتصادی ضعیف هستند، شکافهای آموزشی را عمیقتر کند. مدارس غیردولتی که معمولاً به دلیل منابع مالی بیشتر، امکانات بهتری دارند، ممکن است بهطور ناخواسته باعث افزایش نابرابریها و تفاوتهای آموزشی شوند. در نتیجه، دانشآموزان در مناطق برخوردار از مدارس غیردولتی ممکن است از فرصتهای آموزشی بهتری برخوردار شوند و این شکافها در بلندمدت باعث ایجاد نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی میشود. اما هدف عملیاتی 27 چنین است: افزایش نقش رسانهها، سازمانها و نهادهای دولتی و غیردولتی در نظام تربیت رسمی عمومی. راهکار 6 این هدف چنین است: تقویت و گسترش مدارس غیردولتی با اصلاح و بازنگری قوانین مقررات موجود، تسهیل در تاسیس و حمایت فعالیتهای تربیتی آنان با حفظ کارکردهای سیاستگذاری و نظارتی نظام تربیت رسمی عمومی.[14] سیاست کلی نظام تربیت رسمی تاکید بر رویکرد تقویت مدارس دولتی است اما در این راهکار گسترش مدارس غیردولتی تجویز شده است. در نتیجه این راهکار باید به دنبال بازنگری قوانین باشیم تا مدارس غیردولتی را حمایت کنیم. وظیفه حاکمیت تامین مدرسه رایگان با کیفیت برای همه است نه تسهیل مدرسه غیردولتی برای اقشار بالای جامعه.
3.2.2.3.2. توجه ناکافی به مناطق محروم
همچنین در نسخه ترمیمی، بهطور کافی به مسئله عدالت آموزشی در مناطق محروم پرداخته نشده است. در راهکارهایی که به گسترش مدارس غیردولتی اشاره دارد، هیچ برنامه مشخصی برای بهبود وضعیت مدارس دولتی در مناطق محروم ارائه نشده است. باید توجه داشت که وظیفه دولت تأمین مدارس با کیفیت و رایگان برای تمامی اقشار جامعه است و نباید این مسئولیت به مدارس غیردولتی واگذار شود. هدف عملیاتی 22 چنین است: افزایش کیفیت متوازن در همه ابعاد مدرسه منطبق با زیرنظامهای سند تحول. در راهکار 6 این هدف آمده است: طراحی و اجرای نظام تشویق و پاداش مالی بر اساس میزان بهرهوری منابع در عملکرد مدرسه.[15] اساساً ادبیات بهرهوری منابع، یک ادبیات بنگاهی است نه دولتی خدمتمحور. این ادبیات هیچ تناسبی با یک نظام خدمتمحور ندارد. سنجش در این جایگاه باید به شیوه دیگری صورت گیرد و تبعیضی که ممکن است بین مناطق کمتر برخوردار و مناطق برخوردار یعنی مناطقی که میتوانند از حمایتهای غیرمادی والدین استفاده کنند به وجود بیاید. این کاملا تبعیضآمیز است و عملکردشان پایین و بالا میشود. طبیعتا نظام ارزیابی آموزش و پرورش هم که ضعیف است در نتیجه مدارس مناطق محروم را وارد یک چرخه منفی ضعف میکند و این خلاف عدالت است.
3.2.2.3.3. تفاوتهای اجتماعی و اقتصادی در انتخاب مدرسه
در بخشهایی از سند، به انتخاب آزاد مدارس توسط خانوادهها اشاره شده است. این انتخاب، در صورتی که به درستی نظارت نشود، میتواند به نابرابریهای اجتماعی منجر شود. بهویژه در جوامعی که تفاوتهای اقتصادی و اجتماعی میان طبقات مختلف وجود دارد، این انتخاب میتواند به افزایش شکافها بین مدارس خوب و مدارس ضعیف منجر شود و در نتیجه عدالت آموزشی آسیب ببیند. هدف عملیاتی 26 که در بحث حاکمیتزدایی به آن اشاره شد راجع به افزایش تواناییها و مهارتهای اعضای خانواده در ایفای نقش تربیتی و مشارکت در سیاستگذاریها و برنامهریزیها و فعالیتهای مدرسه و محله است. در راهکار 2 هدف عملیاتی 26 طراحی سازوکارهای عملیاتی لازم در ارتقای حق خانواده در انتخاب آگاهانه مدرسه و نظارت بر کارکرد آن است.[16] نظارت کردن اتفاق خوبی است اما انتخاب یا به اصطلاح school choice با ادبیات خارجی یک ادبیات مفصلی در جهان دارد و نتایجش هم مشخص بوده و کاملاً خلاف عدالت آموزشی است. انتخاب مدرسه وقتی به عهده والدین قرار میگیرد یک بازاری شکل میگیرد که اولا اگر مورد مراقبت قرار نگیرد در کشوری که چند قومیتی و چند دینی مثل ایران است، میتواند شکافها و تفاوتهای بین فرهنگی را بسیار عمیق کند. دوم اینکه بازاری درست میکند که برای مدارس خوب صف میبندند و پول و رشوههای اضافه شکل میگیرد. مدارسی هم ضعیف میمانند و طبقه کمتر برخوردار مجبورند به مدارس ضعیف شهر بروند و آن دانشآموزان وارد یک چرخه منفی میشوند که مدام بازتولید ناکارآمدی میکند و طبقه متوسط هم به سختی خودش را به مدارس طبقه برخوردار میرساند.

- جمعبندی
در پایان، با توجه به تجارب گذشته و پژوهشهای صورتگرفته، نسخه ترمیمی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش گام مهمی در راستای بهبود نظام آموزشی کشور است، اما برای اینکه این نسخه بهطور مؤثری در راستای اهداف تربیت انسان مطلوب و تحقق اصول انقلاب اسلامی پیادهسازی شود، نیاز به اصلاحات بیشتری در زمینه ساختار، محتوا و نظارت بر فرآیندهای اجرایی دارد. امیدواریم که شورای عالی انقلاب فرهنگی با توجه به این نقدها و پیشنهادها، اصلاحات لازم را در نسخه نهایی سند اعمال کرده و آن را به ابزاری مؤثر برای تحقق اهداف بلندمدت نظام تعلیم و تربیت کشور تبدیل نماید.
با احترام و آرزوی توفیق،
اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
1/11/1404
پاورقی
[1] کتاب مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت، 1390: 414
[2] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، 1390: 62
[3] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، 1390: 59
[4] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، 1390: 61-62
[5] برنامه هفتم پیشرفت،1403: 8
[6] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نسخه ترمیمیافته، 1403: 21
[7] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نسخه ترمیمیافته، 1403: 28
[8] همان
[9] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نسخه ترمیمیافته، 1403: 15
[10] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نسخه ترمیمیافته، 1403: 16
[11] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نسخه ترمیمیافته، 1403: 27
[12] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نسخه ترمیمیافته، 1403: 41
[13] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نسخه ترمیمیافته، 1403: 43 و 44
[14] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نسخه ترمیمیافته : 43-44
[15] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نسخه ترمیمیافته: 41
[16] سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نسخه ترمیمیافته: 43
درباره اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
فردا از مسیر تربیت امروز میگذرد.
نوشتههای بیشتر از اندیشکده فرهنگ و تربیت اسلامی
دیدگاهتان را بنویسید